1 . سايههاى متحرك
اندكى پس از طلوع فجر صادق ، تاريكى نيمه روشنى ، سراسر چشمانداز ما را فرا مىگيرد ؛ در اين هنگام ، تمام پستىها و بلنديها زير پوشش تاريكى نيمه روشنى قرار مىگيرد ؛ وقتى كه آفتاب طلوع كرد و اندكى بالا آمد ، نور در سمت مشرق اجسام ( مانند كوه و درخت و ساختمان ) موج مىزند ، ولى در سمت مغرب آنها سايه حكومت مىكند و تمام اجسام در اين سمت ، به تناسب خود ، داراى سايهاى مىگردند كه به تدريج از آن كاسته مىشود و هرچه آفتاب بالا بيايد ، دامن سايه را جمع كرده و آن را كوتاهتر ساخته و يا از بين مىبرد « 1 » .
مشاهده اين منظره كه چگونه پس از طلوع خورشيد ، سايهاى در سمت مغرب اجسام پيدا مىشود و سپس به تدريج با بالا آمدن آفتاب جمع مىشود ، ما را به عظمت آفرينندهء جهان كه همهء اين نظامها پرتوى از ارادهء حكيمانهء اوست رهبرى مىكند ، چنانكه قرآن مىفرمايد :
« أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ ، كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ ؛
هامش
( 1 ) . در نقاطى كه از نظر منطقهء جغرافيايى در ميان خط استوار و ميل اعظم شمسى قرار گرفتهاند ، سايهء اجسام در هر سال ، دو بار بر اثر تابش مستقيم خورشيد ، هنگام ظهر معدوم مىشود ؛ در اين نقاط ، در غير اين دو روز و تمام ايام در نقاط ديگر ، دامن سايه كوتاهتر مىشود ، ولى به كلى از بين نمىرود .