نمىگذاشت ، ولى اگر پيك وحى ، آيات قرآن را در زمينهء نياز و احتياج مردم به فراگرفتن چنين اصول و فروعى نازل كند ، بهطور مسلم در قلوب مردم ، اثر بيشترى داشته ، رسوخ زيادترى در روان مردم پيدا مىكند و مردم به فراگرفتن الفاظ و معانى آن ، آمادگى بيشترى از خود نشان مىدهند و بالاتر از همهء نتايج ، اين تعاليم را در موقع تعليم پيامبر احساس مىكنند و اينجاست كه گفتار مربى با نتيجه ، توأم گرديد و نظريهها جنبهء عملى به خود مىگيرند .
در اينجا پاسخ به يك پرسش باقى مىماند و آن اينكه اگر نزول آيات قرآن به تدريج و به دنبال احتياجات و حوادث مختلف انجام گرفته است ، در اين صورت ، روابط و پيوستگى آيات از هم گسسته مىگردد و در نتيجه ، انديشهء انسانى به آموزش و فراگرفتن و حفظ و ضبط معارف آن همت نمىگمارد ، ولى هرگاه قرآن ، يك جا نازل گردد و فرشتهء وحى همه را يك جا تلاوت كند ، روابط و پيوستگى مطالب وحى الهى كاملا رعايت مىشود و تمايلات افراد به فراگرفتن آن ، دوچندان مىگردد . قرآن با جملهء كوتاهى به اين پرسش پاسخ مىگويد : درست است كه آيات قرآن بهطور تدريجى ، براساس يك سلسله مقتضيات نازل شده است ، ولى اين نزول تدريجى ، مانع از ارتباط و پيوستگى مطالب آن نيست و خداوند ، آنچنان به آيات آن انسجام و پيوستگى خاصى بخشيده كه همت بلند انسان را بر آموزش و ضبط آيات آن ، قادر و توانا مىسازد ، چنانكه مىفرمايد :
« وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا ؛
به آيات قرآن ، نظام