مخالفان پيامبر ، در عصر رسالت نيز آن را به صورت انتقاد مطرح مىكردند و مىگفتند : « لو لا نزّل عليه القرآن جملة واحدة ؛ چرا اين قرآن ، يك جا بر او نازل نگرديد ؟ »
اعتراض آنها را مىتوان به دو صورت تشريح كرد :
1 . هرگاه آيين اسلام ، آيين آسمانى و اين كتاب ، كتاب آسمانى است كه از جانب خداوند بر پيامبر او نازل گرديده است ، طبعا بايد آيين كاملى باشد و يك چنين آيين كامل ، بايد يك جا به وسيلهء جبرئيل بر پيامبر خدا نازل گردد و هرگز وقفهاى در نزول آيات آن پديد نيايد ، زيرا دليلى ندارد كه آيين كاملى از نظر اصول و فروع و تشريع فرايض و سنن ، پايان يافته باشد ، ولى به طور تدريج در طى 23 سال و به مناسبتهاى گوناگونى نازل گردد ؛ از اينكه قرآن به طور پراكنده و به دنبال يك رشته پرسشها و به وقوع پيوستن يك سلسله حوادث نازل مىگردد ، مىتوان حدس زد كه اين آيين ، از نظر اصول و فروع تكميل نگشته است و به تدريج ، رنگ تكميل به خود مىگيرد و چنين آيين ناقص ، كه به تدريج گام به سوى تكامل بر مىدارد ، شايسته نيست كه نام آيين الهى بر آن نهاد .
2 . آيات قرآن و تاريخ قطعى كتابهاى « تورات » و « انجيل » و « زبور » ، حاكى است كه اين كتابهاى آسمانى به صورت الواح مكتوب در اختيار آوردندگان آنها قرار گرفته بود ، پس چرا قرآن اين چنين نازل نگرديد ، مثلا بسان تورات در الواحى نوشته شده در اختيار محمد صلّى اللّه عليه و آله قرار نگرفت .
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى) — صفحة 146
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٤٦