نمىشناسند و خود را به مراتب بالاتر از آن مىدانند كه مردم دربارهء او داورى مىنمايند و توقعات بىجاى وى هيچگاه جامعهء عمل نمىپوشد تا پيوسته زندگى آنان با رنج روحى و آلام روانى توأم بوده و در هالهاى از غم و اندوه فرو مىرود .
يك چنين افراد با ابراز برترى و اظهار بزرگى كه غالبا با تحقير و كوچك شمردن ديگران ملازم مىباشد ، خشم و ناراحتى دوستان و همكاران خود را بر مىانگيزند ؛ در اين صورت ، نه تنها از يك احترام معمولى كه درخور شخصيت واقعى آنان است ، محروم مىگردند ، بلكه پيوسته در برابر خودپسندى و تمناهاى نابجا ، مورد اهانت و بىاعتنايى مردم قرار مىگيرند ؛ امير مؤمنان مىفرمايد :
« من سأل فوق قدره استحقّ الحرمان ؛ « 1 »
هركس بيش از شايستگى خود متوقع گردد با محروميت و ناكامى روبهرو مىشود » .
بهترين گواه بر اين مطلب ، دو اعتراض است كه آيات مورد بحث از مشركان عصر رسالت نقل مىكند و يادآور مىشود كه كبر و خودپسندى ، آنان را به چنين روز سياه نشانده است ، اينك اعتراض آنان :
1 .
« لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ ؛
چرا فرشتگان بر ما نازل نمىگردند ؟ »
2 .
« أَوْ نَرى رَبَّنا ؛
چرا خداى خود را نمىبينيم ؟ »
هامش
( 1 ) . غرر الحكم ، ص 558 .