است ، در صورتى كه خداوند سينهء كافر را گرفته و تنگ مىسازد ، و بهرهمندى كافى از نعمت دنيا را از او باز مىدارد ، و چنان است كه گويى همچون چهارپايان غذا مىخورد ، و او را در معرض عذاب قرار مىدهد .
اما پس از مرگ فرشتگان با خوشامدگويى از مؤمنان پيشواز مىكنند ، در صورتى كه نسبت به مجرمان غلظت و درشتى نشان مىدهند ، سپس به صورتى ابدى از يكديگر تمايز پيدا مىكنند و آنان در بهشت از نعمتهاى آن برخوردار مىشوند و اينان در عذاب اليم رنج مىبرند .
/ 91
ساءَ ما يَحْكُمُونَ
چه بد داورى مىكنند ! و با اين آيه آرزوهايى كه بعضى از مسلمانان با آنها زندگى مىكنند و آن را عذر خواه پرداختن به گناه خويش مىدانند ، متلاشى مىشود ؟ بعضى مىگويند كه خدا ما را خواهد آمرزيد ، و بعضى ديگر با اميد توبه كردن پيش از مرگ روزگار خود را به تباهى مىگذرانند ، و بعضى ديگر متشبث به آدابى مىشوند و چنان مىپندارند كه اينها سبب بى نياز شدن آنان از ملتزم بودن به واجبات خواهد بود .
هرگز . . . پروردگار ما عادلى است كه اين را جايز نمىداند ، و امكان ندارد كه در نزد او نيكوكار و بدكار برابر باشند .
[ 22 ] هنگامى كه به آفرينش آسمانى مىانديشيم كه خدا آفريد و بر سر ما سايه مىافكند ، و در زمين كه ما را بر خود حمل مىكند ، و در ديگر نمودهاى طبيعى و دورههاى نباتى و در كنشها و واكنشهاى حياتى و در هر چيز ديگر ، در خواهيم يافت كه حقيقتى يگانه در همهء آنها آشكارا تجلّى پيدا مىكند و آن اين كه : هر چيز به حق است و با حق تدبير مىشود . آيا ممكن است كه كسى گندم بر زمين بيفشاند و جو درو كند ؟ هرگز . . . و براى چه آرزوى آن نمىكنيم كه آدم سست و تنبلى علم فراوان پيدا كند ، و ثروتى عظيم به دست آورد ؟ و چرا هيچ كس اين آرزو را ندارد كه گاوى اسب بزايد ، يا فيل همچون كلاغ در هوا به طيران بپردازد ؟
چرا علم ، براى شناختن علتها و نتيجهها ، يا خواص كانيها و گياهان ، در عمق چيزها به تحقيق مىپردازد ، آيا اين بدان سبب نيست كه هر چيز به حق آفريده