و اگر سبك باشد خدا به سائق و شهيد فرمان مىدهد كه او را بگيرند و به سوى آتشش برند .
أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ
هر ناسپاس كافر را به دوزخ افكنيد .
كه منكر فضل خدا شده و با بندگى سپاس نعمت نگزارده و به خدا تسليم نشده است .
/ 480
عَنِيدٍ
كه عناد ورزيده و در زندگى مخالف اوامر پروردگارش عمل كرده است .
بدين گونه هر مانع خير وارد آتش مىشود ، و خير كلمهاى با معانى گسترده است كه بسيارى از مفردات به آن مىپيوندد ، چه گاه خير و نيكى عبارت از مالى است كه خدا به انسان مىبخشد و او حقوق واجب آنها را ادا نمىكند ، و چيزى از آن را به نيازمندان نمىدهد ، و گاه خير عبارت از علمى است كه زكات آن پراكندن اين علم است در ميان مردم ، ولى دارندهء آن به رسالت خود در زندگى عمل نمىكند ، و چنين است مفردات ديگرى نظير اينها ، ولى مهمترين معنى خير رهبرى و پيشوايى صالح و شايسته است ، و چه خيرى بزرگتر از آن رهبرى است كه انسان به وسيلهء آن در گذرگاههاى مختلف زندگى به راه حق مىرسد ؟ و انسانى كه با اولياى خدا به محاربه بر مىخيزد و از پيوستن مردمان به ايشان جلوگيرى مىكند ، پس گناهكار است .
در خبر است از علىّ بن ابراهيم كه گفت : « خير ولايت على ( ع ) است و حقوق آل محمد ( ص ) » . « 39 » و در اين شك نيست كه محاربهء با علما و فقها و پيشوايان مكتبى جزئى است كه از محاربهء با رسول و امامان عليهم السلام جدايى ناپذير و بلكه محاربهء با خدا است ، مگر خداى عزّ و جلّ نگفته است : « هر كس به ولىّ من اهانت كند ، آشكارا به محاربهء با من پرداخته است » ؟ ؟ و بنا بر اين هر كس كه به نام نيك اولياى خدا آسيب برساند ، مانعى ميان مردم و آنان پديد آورده
هامش
( 39 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 114 .