تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
آنها را خوش ندارم ، و چون از او مىپرسم منكر آن مىشود ، در صورتى كه گروهى مورد اعتماد از آن به من خبر داده بودند . پس به من گفت : « اى محمد ! گوش و چشمت را دربارهء برادرت دروغگو به حساب آور ، پس اگر پنجاه كس به تو چيزى گفتند و بر آن قسم ياد كردند و او چيزى به تو گفت ، گفتهء او را راست بدان و آنان را تكذيب كن ، و از او چيزى را پراكنده مساز كه ناراحتش مىكند و به جوانمردى او آسيب مىرساند ، و تو از كسانى مىشوى كه خدا دربارهء ايشان گفته است :
إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
كسانى كه چنان دوست مىدارند كه گناه در ميان كسانى كه ايمان آورده‌اند شايع شود ، عذابى دردناك در دنيا و آخرت خواهند داشت » . « 99 »

آنان را حرمتى نيست

اسلام منكر حرمت و احترام سه گروه از مردم شده است : اول : پيشوايان ستمگرى كه ناگزير بايد مردمان را از ظلم و بدى ادارهء امور ايشان آگاه سازند تا مسلمانان بتوانند آنان را از منصبى كه دارند بر كنار كنند ، يا لا اقل از خطر ايشان اجتناب ورزند ، دوم : اصحاب گمراهى همچون احزاب كافر و منافق و بدعتگذاران در دين ، سوم : فاسقان متجاهر . از امام باقر عليه السلام روايت شده است كه گفت : « سه كس را حرمتى نيست : / 428 صاحب هواى بدعتگذار ، و امام ستمگر ، و فاسقى كه فسق خويش را علنى كرده است » . « 100 » چنان به نظر مىرسد كه شخص ستمديده مىتواند به غيبت كردن از آن كه بر او ستم روا داشته است بپردازد ، به مستند اين گفتهء خداى تعالى :
لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ
خدا آشكار كردن بدى را دوست نمىدارد ، مگر
هامش
( 99 ) - همان جا . ( 100 ) - همان منبع ، ص 253 .