تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
اين از علاقهء آنان به مردم است ، و اما علاقهء ايشان با خدا علاقهء بندگى و خضوع مطلق است . . . در هر حركت خود به عبادت اشتغال دارند ، و نيز در هر كلمه كه با آن سخن مىگويند ، بدان سبب كه هر چه از ايشان صادر مىشود تجلّى و ظهورى از نماز و عبادتها با هدفها و ارزشهاى آنها است .
تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً
آنان را در حال ركوع و سجود مىبينى . » در رفتار آنان نماز را مىبينى ، پس آنان به خدا پيوستگى دارند ، و از فحشاء و منكر باز ايستاده‌اند ، / 346 و با ديگران راستگو و صادقند ، و به واجباتشان ملتزم . . . الخ ، بدان سبب كه عبادت در نظر ايشان تنها ركوع و سجود نيست ، و به همين دليل در حدّ ظاهر نماز توقف نمىكنند ، و بلكه آن را به صورت تحرك در زندگى بنا بر مقتضيات و هدفهاى آن در نظر مىگيرند ، و آشكارترين اين هدفها دو تا است : خواستار فضل او شدن در دنيا ، و طلب خرسندى و رضوان او در آخرت .
يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً
خواستار فضل و رضايت و خرسندى خدايند . » به سبب زيادى نمازگزاردن و به سجده رفتن ايشان كه اوج خضوع و فروتنى نسبت به خدايشان را آشكار مىسازد ، بر پيشانيهاى ايشان نشانهء سجود را مىبينى ، و شك نيست كه اين نشانه‌ها جز بر اثر مبالغهء در عبادت پديد نمىآيد .
سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ
سيما و نشانهء ايشان بر چهره‌شان به سبب سجده‌هايى كه كرده‌اند آشكار است . » امام على - عليه السلام - در توصيف اصحاب رسول اللَّه ( ص ) گفته است : « و همانا ياران پيغمبر را ديدم ، و كسى را نمىبينم كه همانند آنان باشد . روز را ژوليده مو و گردآلود به شب مىرساندند ، و شب را ، به نوبت ، در سجده يا قيام به سر مىبردند . گاه پيشانى بر زمين مىسودند و گاه گونه بر خاك ؛ از ياد معاد چنان ناآرام مىنمودند كه گويى بر پارهء آتش ايستاده بودند . ميان دو چشمانشان چون بازوى بزان پينه بسته بود از درازى ماندن در سجود . اگر نام خدا برده مىشد ، چنان مىگريستند كه گريبانهاشان تر شود ، و چنان مىلرزيدند كه درخت در روز