تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
زنى كه از زنان او نيست بر ولى خدا وارد مىشود كه كمرى باريك دارد و كاخها و منازل او را پر از نور و روشنى مىسازد و ولى خدا چنان مىپندارد كه خدايش او را مشرّف ساخته است ، يا فرشته‌اى از فرشتگانش ، و چون سر خود را بلند مىكند زنى را مىبيند كه نور او نزديك است نور را از چشمان او دور كند ، گفت : پس آن زن مىگويد : نزديك است كه از تو دولتى به ما برسد ، گفت : پس به او مىگويد : و تو كه هستى ؟ گفت : آن زن مىگويد كه من از آن كسانم كه خدا در قرآن ياد كرده است :
لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ
ايشان را است در آنجا هر چه خواهند ، و در نزد ما افزونتر » ، پس با نيروى صد جوان به همخوابگى با او بر مىخيزد ، و هفتاد سال از عمرهاى گذشتگان را به معانقه و بوس و كنار بالا مىپردازند ، و نمىداند كه آيا به چهرهء او بنگرد يا به خلقش يا به ساقش ؟ ! و پس به هيچ چيزى از او نمىنگرد مگر اين كه از شدت نور و صفاى آن تصوير چهرهء خويش را در آن مشاهده مىكند ، سپس زن ديگرى به نزديك او مىآيد كه از اولى خوشگلتر و خوشبوتر است ، و آن زن به او مىگويد كه : وقت آن رسيده است كه ما را از تو دولتى باشد ، گفت : پس به آن زن مىگويد كه : تو كه هستى ؟ و او مىگويد : من آنم كه خدا در قرآن چنين ياد كرده است :
فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
پس هيچ كس نمىداند كه چه نور چشمانى براى او پنهان نگاه داشته شده و به پاداش عملى كه كرده است به او خواهد رسيد » . گفت : و هيچ كس به بهشت در نمىآيد مگر اين كه پانصد همسر حورى داشته باشد ، و هر همسر را هفتاد غلام است و هفتاد كنيز كه گويى مرواريدهاى پراكنده شده‌اند ، و همچون مرواريدهاى پنهان در صدف ، و هفت كاخ خواهد داشت و در هر كاخ هفتاد خانه ، و در هر خانه هفتاد / 228 تخت ، و بر هر تخت هفتاد بستر كه بر روى هر يك از آنها همسرى از حور العين جاى دارد كه :
تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
از زير آنها نهرها روان است » ،
أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ
نهرهايى از آب كه بو و مزهء آن تغيير نكرده » و صاف و بى كدورت است ،
وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ
و نهرهايى از شيرى كه مزهء آن تغيير نكرده » و از پستانهاى دامها بيرون