تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
حليم غفور آمده است ؛ گفت : پس به نخستين كاخ خود مىنگرد كه از نقره ساخته شده و روى آن با در و ياقوت تزيين شده است ، پس همسران او پيش مىآيند و مىگويند : مرحبا مرحبا ، فرود آى ، و او آهنگ فرود آمدن به كاخ خود مىكند ؛ گفت : پس فرشتگان به او مىگويند : به راه خود ادامه بده كه اين و جز آن همه از آن تو است ، تا به قصرى زرّين مىرسد كه آراستهء به در و ياقوت است و همسرانش به نزديك او مىآيند و مىگويند : مرحبا مرحبا اى ولى خدا ، به خانهء ما درآى ، پس قصد فرود آمدن مىكند و بار ديگر فرشتگان به او مىگويند : پيش برو اى ولى خدا كه اين و جز آن از آن تو است . گفت : سپس به كاخى آراسته به در و ياقوت مىرسد و آهنگ فرود آمدن به قصر خود مىكند و فرشتگان به او مىگويند : پيش برو اى ولىّ خدا ، كه اين و جز آن از آن تو است ؟ گفت : سپس قصرى از ياقوت سرخ و آراسته به در و ياقوت مىبيند و آهنگ نزول مىكند و فرشتگان به او مىگويند : پيش رو اى ولىّ خدا كه اين و جز اين از آن تو است ؛ گفت : چندان پيش مىرود تا هر هزار قصر را مىبيند ، و چشم وى به همهء آنها مىافتد ، و اين سير در ملك او با سرعتى بيش از يك چشم به هم زدن صورت مىگيرد ، پس به پايان آنها مىرسد ، سر فرو مىافكند ، و فرشتگان مىپرسند كه : / 227 تو را چه رسيده است اى ولىّ خدا ؟ گفت : پس مىگويد : نزديك است كه چشمم از كار بيفتد ، پس مىگويند : اى ولىّ خدا ! تو را مژده باد كه در بهشت كورى و كرى نيست ، پس به نزديك كاخى مىآيد كه درون آن را از بيرون مىبيند ، خشتى از سيم دارد و خشتى از زر و خشتى از ياقوت و خشتى از در ، ملاط آن مشك است و ايوانهايى از نور در آن مىدرخشد ، و او تصوير خود را بر ديوار مىبيند . گفت : و در بهشت نهرى است كه بر دو كنار آن كنيزكان قرار گرفته‌اند ، گفت : پس پروردگار تبارك و تعالى به آنان وحى مىكند كه تمجيد و تسبيح و تحميد مرا به گوش بندگانم برسانيد ، و آنان با آوازى كه آفريدگان هرگز مثل آن را نشنيده‌اند به ترنم مىپردازند ، و اهل بهشت شادمان مىشوند و به طرب در مىآيند ، و
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 221 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي