بهرهبردارى كند ، بدان سبب كه مقياس سالمى ندارد تا به وسيلهء آن بتواند تجربههاى سودمند آنان را از آنچه زيانبخش است تميز دهد ، و به كسى مىماند كه بر روى شن خانه بنا كند كه هر چه زودتر ويران خواهد شد .
تجربههاى تاريخ نشان داده است كه از ملتهاى صاحب اصالت و ريشهدار بهتر از ملتهاى متمرّد نسبت به تاريخ و تمدن خويش مىتوانند از تجارب ديگران بهرهمند شوند .
ما امروز در انتظار آن نسل مؤمنى هستيم كه در سه بعد زندگى كند : با وضع موجود زمان خود همكارى داشته باشد ، و از گذشتهء خود بهرهمند شود ، و خواستار آيندهاى بهتر باشد .
[ 18 ] دين و بى دينى از قديم در نزد بشر وجود داشته است ، پس به همان گونه كه از قديم مردمان صالح و ملتزم به دين وجود داشتهاند ، كسان ديگرى كه كافر بودند نيز در كنار ايشان مىزيستهاند ، پس اگر چيز كهنه و قديمى ارتجاع است ، كفر / 158 نيز قديم است و بايد به چشم ارتجاع به آن نظر شود ! و اين افكارى كه جاهليان به نام پيشرفت ترويج مىدهند ، شتابان به سوى ارتجاع پيش مىرود ، چه دعوت به بازگشت به حالت ابتدايى مىكند كه در آن التزام به ارزشها و عادات صالح وجود نداشت ، و آن كه امروز به رستاخيز و قيامت كافر است و ادعا مىكند كه آن از اساطير الاولين است ، هر چه زودتر با آن كافران گذشته محشور خواهد شد تا براى او اين مطلب آشكار شود كه كفر - و نه دين - از اسطورههاى گذشتگان است .
أُولئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ
آنان همان كساناند كه گفتهء دربارهء امتهايى از جن و انس كه پيش از ايشان بودند و از ميان رفتند ، در حق ايشان صدق مىكند .
چگونه گفتار دربارهء ايشان صدق بود و درست در آمد ؟
كافر شدند و خدا بر دلهاشان مهر نهاد ، و توفيق ايمان را از آنان سلب كرد ، پس كافر باقى ماندند و خدا آنان را به آتش در ميان امتهاى گذشته داخل كرد .