مداوم خود ، نقش ايوان فرمانروايان و القاب نبشته برگور نامداران را محو مىسازد ! ولى ، اين توفان تند پوى نيرومند ، چون به ساحت پرصلابت و ستيغ بلند افكار و آثار انديشه و روان و حكيمان و فرزانگان مىرسد ، چون طفلى نوپا ، از پاى مىافتد و به كرنش و تواضع مىنشيند !
اين است كه نام و ياد چون ، آيتاللَّه سيد على آقا قاضى طباطبائى ( ره ) از لوح خاطره صاحبان فكر و صفحات روشن تاريخ ، زدوده نشده و نخواهد شد ، بلكه گذشت زمان ، حجاب « معاصر بودن » را از چهره روشنِ ناشناخته او برخواهد گرفت و قاطعيت برهان و استوارى ميزان و بدايت و نهايت افكار ارزنده او را بيش از بيش خواهد نمود .
ما امروز كه از فيض حضور آن بزرگ محروميم ، چشم پر تمنّا به ميراث علمى و عرفانى او دوختهايم ، تا شايد دامن معرفت ، از فيض بركات آن فرزانه پركنيم .
ولى چسان ! كه شاخسارانش انبوه و بلند است ؛ و دست فكرت و فرصت ، كوتاه ! ميراث معنوى او را كاروانى به طول يك قرن مىبايد كه بردوش كشد و روح لطيف و مسيحايى او را ، جانى لطيف مىبايد كه درك كند ؛ زيرا :
« همانطور كه عالم ربانى شدن دشوار و انسان كامل شدن جداً سخت است ، شناخت و شناساندن آنها نيز آسان نخواهد بود » .
مگر كم بودند كسانى كه سيماى تابناكى چون پيامبر اسلام ( ص ) را مىنگريستند و با او سخن مىگفتند و از او سخن مىشنيدند ، ولى هرگز به عالم بىانتهاى روح و انديشه و منزلت او راه نمىيافتند .
« وتراهم ينظرون اليك و هم لا يبصرون » « 1 »
ولى چه بايد كرد كه لب ، فروبستن و قلم شكستن را نيز نشايد و خاموش ماندن از ترجمان اين عارف امت و سالك الهى ، سزاوار نباشد .
امروز كه روزگار ما به شناخت اسوه گانى چون آيتاللَّه آقا سيدعلى قاضى ، رضوان اللَّه عليه ، به شدّت نيازمند است ، لب تشنه گذشتن از كوثر شخصيت او كارى خرمندانه نيست . نينديشيدن به ابعاد شخصيت فرزانهاى چون او ، اگر ناسپاسى علم و حكمت و
هامش
( 1 ) - - اعراف ، آيه 198 . .