مظهر جامعيّت
مرحوم قاضى مظهر جامعيت ، اوج انديشه ، بلندى معرفت ، ستيغ صبر و شكيبايى و سينه سيناى اسرار اولياى الهى بود .
در نگاه نافذش ، بحر بصيرت به گستره تاريخ انديشههاى فلسفى بشر موج مىزد . و در سراسر وجودش ، روح يقين جارى بود . ناگواريهاى دهر را با اكسيد معرفتش ، نرم و هنجار مىنمود . و رفعت دانش و حضيض تواضع را ، با سعه وجوديش ، در خود جاى داده بود .
جانِ شيفتهاش ، جز با كلان خدا آرام نمىگرفت و روح تشنهاش جز با زلال قرآن سيراب نمىگرديد . « 1 »
تنش همنشين خاكيان و روحش در آويخته به عالم قدس ملكوت .
او كمّلِ سالكان طريق كمال ، كوثر تشنگان شراب وصال بود .
آرى ! او ، مجذوب مبدئى ديگر بود و زمين را هرگز قرارگاه خود نپنداشت ، چشم به صدرة المنتهى داشت و سرانجام ، در شب حُزنانگيز چهره از شيفتگان و مريدان خود مستور ساخت و آنان را كه از شهد كلام و نسيم نگاه و فيض حضورش سرمست بودند ، در حسرتى ابدى باقى گذارد .
ملكوتى بود و به ملكوت اعلى پيوست . از زندان تيره تن و حصار تنگ زندگى دنيا ، كه روح لطيف او را رنج مىداد . رهايى يافت . « 2 »
* * * حركت توفنده زمان در بستر حوادث ايام ، گرچه بسان تندى سهمگين ، كتاب خاطره انگيز نام و نامداران روزگاران را در هم مىپيچيد و اسناد وقايع و اعتبارات شگفت بشرى را ، همانند برگهاى زرد خزان ، تا دورترين منظره نگاه نظارهگران و پژوهندگان تاريخ مىپراكند ! و عناصر بناى تمدنها و فرهنگها را موريانهوار از درون مىسايد و با سايش
هامش
( 1 ) - - قال على ( ع ) : « جعله اللَّه ربّاً لعطش العلماء و ربيعاً لقلوب الفقهاء » « نهج البلاغه » خطبه 641 .
( 2 ) - برگرفته از سخنان اميرالمومنين ( ع ) كه فرمود : « هجم بهم العلم حقيقة البصيرة ، و باشرو و اروح اليقين و استلانواما استوعوه المترفون ، وانسوابى استوحش منه الجاهلون . . . » « نهجالبلاغه » خطبه 147 . .