گرگ اجل يكايك [ بلكه صدصد ] از اين گله مىبرد * وين گله را ببين كه چه آسوده مىچَرد « 1 »
فوا غفلتاه مما يراد بنا و وا خجلتاه ان جاء الموت و هذه حالتنا . « 2 »
مرحمت فرموده از وفات همشيرهمرحومه تعزيت مرقوم نموده بودند و متعاقباً خبر وفات خلدآشيان حاج مؤتمن طابثراه رسيد ،
فالموت لا والداً يبقى ولا ولداً * هذا السبيل الى ان لاترى احداً « 3 »
خداوند ايشان را با جميع گذشتگان به رحمت واسعة خود معاملات رحيمه نمايد و جناب مستطاب عالى را به توفيقات خود موفق و در دارين معزز و محترم بدارد و بر همه ، عنايت فرمايد كه در بقيهعمر به تحصيل مرضات الهيه بكوشيم . خيلى حيف است كه شخص عاقل به كلى سرمايه را به باد داده و نعوذبالله دست
هامش
( 1 ) - اين بيت كه امروزه به عنوان مَثَلى سائر به كار مىرود ، از اوحدى مراغهاى شاعر معروف سدة هفتم هجرى و از معاصران سعدى است . بيت دوّم آن چنين است :كمتر زمور و مارشناس آن گروه را * كز بهر مور و مار تن خويش پرورندمرحوم دهخدا آن را در « امثال و حكم » نقل كرده است . آيت الله قاضى « مىچرند » را به « مىچرد » تغيير داده است ( ويراستار ) .
( 2 ) - ترجمه : واى بر غفلت از آنچه براى ما نوشته شده و شرمنده از اينكه مرگ آيد و ما در حال غفلت باشيم .
( 3 ) - « مرگ نه پدرى مىگذارد و نه فرزندى و اين راه همچنان پيش مىرود تا كسى را زنده نبينى » . از سرودههاى ابوالعتاهيه - شاعر عصر عباسى - است . او در سال 130 در عينالتمر زاده شد . بزرگان ادب عرب ، به استادى او در شعر معترفاند . ابوالعتاهيه بر اثر طى طريق و مسافرتهاى بسيار ، به زهد و عبادت روىآور شد و در زمان هارونالرشيد به جرم خوددارى از سرودن شعر مدحى براى هارون زندانى گرديد . بيت مذكور از سرودههاى نصيحت مآبانة او خطاب به هارونالرشيد است . بيت زير از سرودههاى معروف اوست ( ويراستار ) :وَ فى كُل شى لَه آيةٌ * تدّل على انَّه واحدٌ.