1 - پذيرفتن حقايق دين
اين امر از امور قطعى است كه اگر كسى بخواهد به حقايق دين نايل شود بايد بپذيرد كه اولًا ، دين الهى علاوه بر داشتن معارف گوناگون اعتقادى ، اخلاقى و عملى ، اين معارفش يك حقايقى را دربردارد كه آنها را بايد با قلب و جان درك نمود ، چنانكه انسان اين معارف را با عقل و حالات نفسانى و اعمال صالح ، مىپذيرد ، و ثالثاً ، امكان رسيدن به اين حقايق وجود دارد و عدهاى با تحصيل شرايطش به اندازهى ظرفيت وجودى خود به آن رسيدهاند .
2 - امكان رسيدن به راهنمايى ويژهى الهى
پس از پذيرفتن راهنمايىهاى عمومى دين براى همگان ، و با توجه و ارتباط با حق تعالى با اعتقاد صحيح و انجام اعمال صالح و حصول حالات معنوى و روحى ، براى رسيدن به حقايق توحيدى و شهود قلبى آنها ، « 1 » راهنمايىهاى خاصى از جانب خداوند و اوليائش لازم است زيرا تا استعداد و ظرفيت ويژهاى براى ظهور حقايق براى انسان مؤمن و مهذب و مؤدب به آداب الهى پيدا نشود ، امكان ظهور حقايق از وجود او نيست ، چنانكه قرآن
هامش
( 1 ) - شهود حقايق توحيدى ماهيه غير از ظهور حالات معنوى است زيرا حالات معنوى به نوعى با دركهاى لطيف ذهنى و حالات روحى همراه است كه براى عموم مؤمنين و كسانى كه در مسير تبعيت خالصانهى حقتعالى هستند ظاهر مىشود و ممكن است صاحب منكر آن رسيدن به حقايق توحيدى يا منكر اصل آنها نيز باشد مانند بعضى از بزرگانى كه منكر حقايق عرفانى هستند لكن انسانهاى مهذبى هستند و داراى حالات معنوى حتى ارتباطهاى ويژه با ائمه - عليهمالسلام - هستند و نيز داراى كراماتى يا خلع روح از بدن مىباشند ، اما شهود قلبى حقايق توحيدى ، ظرفيت ويژهاى را مىطلبد و نيز آثار ويژهاى دارد كه به بيان نمىآيد و در مطالب گذشته از حالات اولياى دين - عليهمالسلام - نمونههايى ذكر شد .