الهى و اوليائش - عليهمالسلام - محقق نمىشود ، لكن بين آنها امتيازاتى است كه توجه به آنها ، بصيرت انسان را در سير بيشتر مىكند .
اگرچه تمامى اين سه نوع خوب است ، لكن نوع سوم داراى روش است كه قابليت سرايت دادن به ديگران را نيز دارد و با نوعى تسلط به معارف عقلى و عملى دين ، آن روش را شخص از بيانات نورانى ائمه - عليهمالسلام - استخراج مىنمايد ، مانند علومى كه در دين مطرح مىشود ازقبيل علم فقه ، اصول و كلام ، و اساس مباحث آنها در كتاب و سنت وجود دارد ، لكن عالمان بصير و دقيق ، آن مباحث را با روشهاى مناسب با هر يك از علوم ، از اين دو منبع غنى ، استخراج كرده و به صورت علم خاص ارايه مىدهند .
امتياز ديگرى كه نوع سوم دارد ، آن است كه سالكان اين طريق ، امكان رسيدن به بالاترين مراحل توحيدى را بيشتر از دو نوع ديگر دارد « 1 » و همچنين نياز خاص به دستگيرى ائمه - عليهمالسلام - دارند .
هامش
( 1 ) - زيرا گاهى جذبات الهى سنگين است و شخص توان تحمل آن را پيدا نمىكند كه يا در مسير ، مرگش فرامىرسد ، كه اصطلاحات گفته مىشود : شخص سوخت مانند غبار همدانى كه از مرحوم انصارى همدانى نقل شده است كه فرمود : اگر براى من جذبهى ديگرى نمىرسيد من هم مىسوختم و خود ايشان نيز در اثر فشار آن جذبهها مشكل قلبى پيدا كردند و فرموده بود كه اگر به مربى واردى برخورد كرده بود به اين مشكلات جسمانى مبتلا نمىشدم ، لكن با سير تربيتى شخص با اين كه حالات جذبهاى دارد و گاهى ممكن است از مجذوب سالك هم قوىتر باشد اما شرح صدر پيدا مىكند و مىتواند پس از طى مراحل فنا ( فناى در توحيد افعالى و اسماء و صفاتى و ذاتى و فناى از اين مراحل فنايى ) به عالم بقاء بالله برسد يعنى بتواند با فعاليتهاى ظاهرى و دنيايى آن مشاهدات توحيدى خود را حفظ نمايد كه اصطلاحاً گفته مىشود كه تمكن در توحيد پيدا مىكند و اين مرحله براى كمى از اولياء و عارفان تحقق مىيابد .