تا خانهاش را بفروشد ، او به سراغ برادرش مىرود و به او مىگويد : اين خانهام را به تو مىفروشم و اينكه خانه براى تو باشد بهتر است نزد من تا از آن ديگرى شود ، به شرط اينكه اگر من بهاى آن را تا يكسال به تو بازگرداندم آن را به من پس دهى . امام عليه السلام فرمودند :
« لا بأس بهذا ، إن جاء بثمنها إلى سنة ردّها عليه » « 1 » .
« اشكال ندارد ، اگر در خلال يكسال بهايش را داد ، بايد آن را پس دهد . »
و خيار شرط در تمام قراردادها به غير از عقد نكاح جارى است .
چهارم - خيار غبن ؛ و منظور از غبن نيرنگ و فريب است . بنابراين هركس در معاوضه مالى خدعه و نيرنگ به او زده شود و اين فريب به قدرى باشد كه عرف در مورد آن مسامحه نكند ( يعنى آن را قابل توجّه داند ) اختيار فسخ معامله را دارد . و مثال آن در مورد فروش ، آن است كه اگر شخصى چيزى را به قيمتى كمتر از بهاى واقعيش فروخت ( كه خيار براى فروشنده است ) و يا بيشتر از قيمت حقيقيش خريد ( كه خيار براى خريدار ثابت است ) ، براى كسى كه متضرّر شده حقّ فسخ معامله وجود دارد .
پنجم - خيار تأخير ؛ اگر شخصى كالايى را به صورت نقد خريد امّا بهاى آن را پرداخت نكرد و كالا را هم تحويل نگرفت ، فروشنده تا سه روز از زمان انعقاد قرارداد بايد منتظر بماند ؛ اگر مشترى بها را پرداخت كرد ، كالا حقّ اوست و گرنه فروشنده حقّ دارد كه معامله را برهم زند .
هامش
( 1 ) - وسايل الشّيعة ، ص 355 ، باب 8 ، ح 1 .