فضولى ، پذيرش خود را اعلام كند ، بلكه مىتواند رضايت خود را به تأخير اندازد . به ديگر سخن عقد فضولى با پذيرش ديرهنگام صاحبِ حق نيز درست تلقّى مىشود . به عنوان نمونه : اگر كسى دريابد كه رئيس دفتر وى خانهاى از املاك او را بدون اجازه ، به اجاره داده ، دراين صورت اگر موافقت خود را با اين امر تا فردا به تأخير اندازد ، اشكالى در قرارداد ايجاد نمىشود .
نيك خواه و زياده خواه « 1 »
4 - افرادى كه به معاملات فضولى دست مىزنند دو گونهاند ؛ يا در عمل خودنيك خواهند و يا زياده خواه .
نيك خواه آن است كه با كار خويش مىخواهد به صاحبِ حق اصلى خدمتى برساند ، و براين مبنا كار خويش را انجام مىدهد كه پساز عقد قرارداد ، رضايت او را جلب كند . به عنوان نمونه : وكيلى كه پارهاى اوقات از براى سود رسانى به موكّل خود ، پا را فراتر از محدودهء وكالت خود مىگذارد . مثلًا : وكيلى را در نظر بگيريد كه براى اجاره دادن خانهاى وكيل شده ، ولى وقتى براى معامله حاضر مىشود با يك معاملهء فروش فورى و سود ده روبرو مىشود ، كه در صورت اطّلاع مالك از چنين قراردادى حتماً آن را مىپذيرفت ، از اينرو پا را فراتر از اختيارات خود گذارده با شرط اجازهء بعدى مالك به بستن آن قرارداد مبادرت مىورزد . چنين
هامش
( 1 ) - اين تيتر برگردان فارسى « المتفضِّل والمتطفِّل » مىباشد كه واژهء « متفضِّل » به « نيك خواه » وواژه « متطفّل » كه معنى « انگل » نيز مىدهد به « زياده خواه » برگردانده شده - مترجم .