وكيلى در واقع از روى نيك خواهى به چنين عملى دست مىزند .
گاهى نيز امكان دارد فرد نيك خواه كه از دوستان مالك است كليد خانهء وى را در دست داشته باشد ، و وقتى مثلًا دريابد كه خانهء مزبور در حال خراب شدن است ، از روى نيكخواهى و با پيشبينى اجازه مالك ، دست به بازسازى خانه بزند .
يا اينكه مثلًا دوستى با ديدن به فروش گذاشتن خانهء مجاور به خريد آن خانه براى دوستش كه پيش از اين براى اقامت در مجاورت وى اظهار تمايل كرده بود ، دست بزند . اينها نمونههايى هستند از نيكخواهى در دست زدن به معاملات فضولى .
5 - حال آنكه زياده خواه ، از دست زدن به معاملهء فضولى قصد خدمت به صاحبِ حق را ندارد ، بلكه مىخواهد خود از اين معامله بهره گيرد ، يا به پيروى از هواى نفس به آن مبادرت مىروزد . به عنوان نمونه : كسى كه خود را مالك كالايى مىپندارد و براى بهرهمندى خود در مورد آن قراردادى مىبندد در حالى كه پساز آن معلوم مىشود كه آن كالا به وى تعلّق نداشته ، و يا كسى كه اموال غصبى ديگران را كه به زور از ايشان گرفته به فروش رساند .
6 - هر دوگونهء نيك خواهانه و زياده خواهانهء عقد فضولى در صورت پذيرش بعدى صاحبِ حق صحيح تلقى مىشوند ، با اين تفاوت كه - بر خلاف گونهء زياده خواهانه - گونهء نيكخواهانه ضمانآور نيست و در برخى موارد ، ( كه به تفصيل در جاى خود گفته مىشوند ) فرد نيك خواه استحقاق دريافت مزد و پاداش را نيز مىيابد .
احكام عمومى عقود و قراردادها (فارسى) — صفحة 132
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص١٣٢