گيرد . زيرا استفاده از سلاح نظام را سست وتبعيد ووادار كردن افراد به ترك سرزمين ، پايه هاى تمدّن را لرزان مىكند .
3 - جنايت كشتن فرزندان
خداى متعال مى فرمايد :
وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثيرٍ مِنَ الْمُشْرِكينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دينَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللّهُ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ « انعام ، 137 »
« همين گونه شركاى آنها « بتها » ، قتل فرزندانشان را درنظرشان جلوه دادند ، « كودكان خود را قربانى بتها مى كردند وافتخار مى نمودند » سرانجام آنها را به هلاكت افكندند ، وآيين شان را بر آنان مشتبه ساختند . و اگر خدا مى خواست ، چنين نمى كرد ، « زيرا مى توانست جلوى آنان را بگيرد ، ولى اجبار سودى ندارد . » بنابراين ، آنها وتهمتهايشان را به حال خود واگذار « و به آنها اعتنا مكن » » .
رهيافت وحى :
در واقع كشتن فرزندان يكى از زشت ترين گونه هاى ارتكاب قتل به شمار مى رود ؛ نخست : از آن رو كه قاتل خود بايد در نقش حامى و ولى قربانى ايفاى نقش كند وقربانى را از هر آسيبى نگهدارى كند ، و دوم اينكه قربانى در اين گونه قتلها ضعيف است وتوان دفاع از خود را ندارد .
احكام :
1 - بايد با اين فرهنگ زشت « يعنى كشتن فرزندان » كه در روزگار جاهليت نخستين درميان مردم رايج بود وتوسّط مردان وحى نابود شد ، رويارويى كرد .
2 - به نظر مى رسد « سقط جنين » نيز يكى از گونه هاى كشتن فرزندان است . زيرا فرزند در رحم مادر مراحل اوليّه حيات خود را سپرى مىكند . هنوز هم در بسيارى از كشورها جنايت سقط جنين رواج دارد وحتى صورتى قانونى نيز به خود گرفته است . از همين رو ما بايد با هر وسيله ممكن به رويارويى اين جنايت بپردازيم .