دوم : اگر زوج از زوجه دور باشد بنابر آنچه به مبانى فقهى نزديكتر است ، طلاق دادن اوصحيح است ، حتى اگر زن در حالت حيض يا نفاس باشد ، چه مرد توانايى به دست آوردن خبر از حال زن را داشته باشد يا نه .
سوم : اگر زوج از زوجه در همان دوره پاكى از حيض و نفاس كه با او نزديكى كرده دور شود ، بنابر احتياط بايد منتظر باشد تا زوجه در خلال اين مدت بر حسب معمول به دوره پاكى ديگر منتقل شود ، وسپس او را طلاق دهد ، اگر چه بنابر آنچه به قواعد فقهى نزديكتر است طلاق غايب مطلقاً صحيح است .
چهارم : زوجى كه در شهر زوجه حاضر است ، اگر اطلاع از حال زوجه از جهت پاك بودن يا نبودن او برايش ممكن نيست ، حكم او حكم زوج غائب است .
پنجم : طلاق دادن زوجه يائسه ، نابالغ « 1 » وحامله در دوره پاكى از حيض پس از نزديكى كردن با وى جايز است .
ششم : طلاق دادن زن مسترابه « زنى كه در سن حيض است اما به خاطر سببى طبيعى و يا به جهت مرض ، حيض نمىشود » در دوره پاكى از حيض و نفاس پس از گذشت سه ماه از آخرين بارى كه همسرش با او نزديكى كرده صحيحاست .
هفتم : وقتى كه زن از عادت ماهانه يا نفاس پاك شود طلاق دادنش صحيح است حتى اگر پيش از غسل كردن باشد .
هشتم : طلاق نسبت به همسر موقت « متعه » واقع نمىشود ، چرا كه جدايى بين آن دو بعد از تمام شدن مدت و يا بخشيدن بقيه مدت به همسر توسط شوهر واقع مىشود و با اين امر جدا مىشوند ونيازى به طلاق نيست ومشروط به هيچيك از شرايط مذكور نيز نخواهد بود .
4 - شرايط طلاق
در صحت طلاق امور ذيل شرط است :
اول : جارى كردن طلاق با عبارت انشائى صريح و نه با عبارت اخبارى يا كنايهاى ، بنابراين عبارت صحيح طلاق شامل كلمه « طالق » همراه با عبارت ديگرى مانند ضمير ،
هامش
( 1 ) - لازم است اشاره كنيم كه نزديكى با زوجه صغير ( نابالغ ) همانگونه كه در احكام نكاح گذشت ، حرام است .