ما در ابتدا شرايط مطلِّق « طلاق دهنده » ومطلَّقَه « طلاق شونده » « 1 » و طلاق را بيان مىكنيم :
2 - شرايط مطلِّق :
مطلِّق بايد شرايط عمومى اهليّت يعنى بلوغ ، عقل ، اختيار و قصد را داشته باشد .
الف : بنابراين انجام طلاق از سوى كودك نابالغ صحيح نيست ، همچنين است نسبت به ديوانه و كسى كه مجبور به طلاق شده ونيز كسى كه صيغه طلاق را بدون قصد وقوع حقيقى آن و از روى بذله گويى و شوخى ، يا بطور سهوى و يا در حالت خواب تلفظ مىكند .
ب : مست و كسى كه به سبب استعمال مواد مخدر و مانند آن هوش خود را ازدست داده ، طلاقشان صحيح نيست . همچنين است هر كسى كه عقلش زايل وقدرتش در تمييز وشناخت خير وشر به هر دليل از بين رفته باشد .
3 - شرايط مطلَّقه
زوجهاى كه طلاق دادن او در نظر است شرايطى دارد :
الف : بايد همسر دائمى باشد ، بنابراين براى همسر موقت « يعنى عقد متعه » طلاقنيست .
ب : در صورت حاضر بودن زوج با زوجه در يك شهر واحد ، بايد زوجه ازحيض و نفاس پاك باشد .
جيم : بايد زن در دوره پاكى از حيض و نفاس باشد كه زوج با او در آن دوره نزديكى نكرده باشد .
اكنون توجه شما را به بيان جزئيات اين شرايط جلب مىكنيم :
اول : شرط طهارت از حيض منحصراً نسبت به زوجهاى كه به او دخول شده وحامله هم نيست مىباشد ، اما طلاق زوجه قبل از دخول صحيح است ، حتى اگر در حالت حيض باشد ، و همچنين است طلاق دادن زن حامله در حالت حيض « 2 » .
هامش
( 1 ) - چون در زبان فارسى براى دو واژه مطلق ( مرد طلاق دهنده ) ومطلقه ( زنطلاق گيرنده ) معادل مناسبى نيافتيم واستفاده از دو معادل فارسى داخل پرانتزنيز خالى از اشكال و در همه جا مناسب ودقيق نيست ، فلذا هماندو واژه مطلق ومطلقه را كه كاملًا رسا وواضح است ، مىآوريم تا ابهامواشكالى باقى نماند . - مترجم
( 2 ) - اجتماع حيض با حامله بودن به رغم ندرت ، ممكن است .