تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام معاملات (فارسى) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
چه بسا خداوند در اين زن براى او خير وبركت قرار مىدهد ، بدين ترتيب شايسته نيست كه مرد در روابط خود با زن احساساتش را ملاك قرار دهد ، بلكه زن شريك زندگى او ويار وى در فراخى وسختيهاست . 4 - خداوند مى فرمايد : وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَ آتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَاراً فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَ إِثْماً مُبِيناً * وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضَى بَعْضُكُمْ إِلَى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثَاقاً غَلِيظاً « 1 » . « و اگر تصميم گرفتيد كه همسر ديگرى به جاى همسر خود انتخاب كنيدومال فراوانى « به عنوان مهر » به او پرداخته‌ايد ، چيزى از آن را پس نگيريد ، آيا براى باز پس گرفتن مهر زنان به تهمت و گناه آشكار متوسل مىشويد ؟ وچگونه آن را باز پس مىگيريد در حالى كه شما با يكديگر تماس‌وآميزش كامل داشته‌ايد ؟ ، « و از اين گذشته » آنها « هنگام ازدواج » از شما پيمان محكمى گرفته اند . » حقايق زير را از اين آيه برمى گيريم : الف - طلاق آخرين راه حلى است كه مرد مىتواند پس از اميدبخش نبودن همه راههاى ديگر بدان توسل جويد ، ولى روا نيست به هنگام طلاق ، مرد ، مهرى را كه به زن پرداخته باز ستاند كه اين كار بهتان وگناهى است آشكار . ب - دو دليل موجب مالكيت مهر از سوى زن است ، اول عقد نكاح ، چه ، آن پيمانى است استوار و بايد بدان وفا كرد و به موجب آن زن ، مالك مهر مىشود . دوم ، دخول است كه موجب منجز شدن مالكيت مهر مىگردد ، كه در آن بازگشتى نيست حتى در صورت‌طلاق . بدينسان دريافتيم كه زن خواه با ارث ، يا كاسبى و در آمد ، يا مهر ، مالك مىشود ، چنان كه مالك حق نفقه و پوشاكى مىشود كه بايد شوهر براى او قائل شود ، و اينها برخى از حقوق مالى زن است .
هامش
( 1 ) - سوره نساء ، آيات 21 - 20 .