را متعه كرديد مدتش مشخص باشد وحتماً مزد آنها را بدهيد » ، واينان بدان آيه كفر ورزيدند وپيامبر ( ص ) آن را حلال كرد و حرام نشمرد . » « 1 »
2 - در كتاب « الدر المنثور » به نقل از ابن ابى حاتم روايت شده كه ابن عباس گفته است : « متعه زنان در آغاز اسلام بوده است ، بدين ترتيب كه مردى به شهرى مى آمد و كسى را همراه نداشته كه زمين زراعىاش را آباد ودارايى وكالايش را حفظ كند و به همين سبب با زنى تا زمانى كه به نظر مى رسد كارهايش انجام مى گردد ازدواج مىكرده و آن زن هم كالا ودارايى او را پاس مىداشته و به زمينش رسيدگى مى كرده است . » « 2 »
3 - در تفسير فخر رازى آمده است : روايت شده كه عمر بر منبر گفت : دو متعه در زمان پيامبر ( ص ) مشروع بوده است كه من از هر دوى آنها باز مى دارم ؛ متعه حج ومتعه زنان .
فخر رازى مى افزايد : اين از سوى او تصريحى است بر آن كه متعه نكاح در زمان پيامبر ( ص ) موجود بوده است و اين سخن عمر : « من از آن دو باز مى دارم » دلالت بر آن دارد كه پيامبر آن را نسخ نكرده است و اين عمر بوده كه به نسخ آن پرداخته است . حال كه اين ثابت شد مى گوييم چنين كلامى دلالت بر آن دارد كه متعه در زمان پيامبر ( ص ) ثابت بوده ونسخ نشده مگر به وسيله عمر ، وهرگاه اين امر ثابت تلقى شود بايد كه منسوخ به شمار نيايد ، زيرا آنچه در زمان پيامبر ( ص ) ثابت بوده وشخص پيامبر آن را نسخ نكرده نمى تواند با نسخ عمر منسوخ دانسته شود ، و اين همان برهانى است كه عمران بن حصين به آن استشهاد كرد وگفت : خداوند دربارهى متعه آيهاى فرو فرستاد و آن را با آيه ديگرى نسخ نكرد ، وپيامبر ما را بدان خواند و از آن باز نداشت ، سپس مردى هرچه خواست ، طبق نظر خودش گفت « يعنى عمر از آن نهى كرد » » « 3 » .
هامش
( 1 ) - تفسير الميزان ، نسخه عربى ، ج 4 ، ص 290 .
( 2 ) - همان ، ص 291 .
( 3 ) - تفسير فخر رازى ، ج 10 ، ص 53 .