4 - حاكم شرع مىتواند كسى را كه هيچ گونه ولى اعم از پدر وجد و وصى ندارد ، به شرط نياز يا اقتضاى مصلحت عمومى ، به ازدواج درآورد . اين بدان اعتبار است كه حاكم شرع ، ولىّ امر يا مرجع امور حسبيه مى باشد . و اگر حاكم شرع وجود نداشت ، در صورت اقتضاى مصلحت ، بر ديگر مؤمنان وجوب كفايى مى يابد و در اين حالت كسى را از ميان خود بر مى گزينند كه به اين امر همت گمارد .
5 - در حديث شريف آمده است كه سكوت باكره دلالت بر رضايت او دارد ، پس اگر در امر ازدواج با او مشورت شود واو رد نكند همين ، دليل پذيرش اوست ، زيرا شأن دختر اقتضا دارد كه از به زبان آوردن قبول ، شرم كند . اما اگر اين سكوت عرفاً دليل رضايت تلقى نشود مانند اين كه دختر آن قدر خجالتى باشد كه از به زبان آوردن عدم پذيرش هم حيا كند ، در اين صورت سكوت او دليل رضايتش نخواهد بود .
د - شرايط وحدود اولياى عقد
1 - در ولايت اولياء ياد شده در عقد ، بلوغ ، عقل واسلام « در صورتى كه مُوَلّى عليه مسلمان باشد » شرط است .
2 - اقوى ثبوت ولايت پدر كافر است بر فرزند كافرش .
3 - بر وكيل در عقد ازدواج واجب است كه از آنچه كه موكّل براى او مشخص كرده نظير شخص مورد نظر ، مهريه و ساير خصوصيات پا فراتر ننهد و الا عقد ، فضولى خواهد بود كه صحت آن منوط به اجازه موكِّل است .
ه - - احكام عقد فضولى
منظور از عقد فضولى عقدى است كه از كسى سرزدهباشد كه صلاحيت عقد را ندارد . نمونههاى آن به شرح زير است :
برادرى بدون اجازه خواهرش ، او را به ازدواج در مىآورد ، يامادرى پسرش را به ازدواج در مىآورد ، يا وكيل زن ، او را بدون اجازهبه عقد ديگرى در مىآورد ، يا ولى مُولّى عليه را به ازدواج كسى درمىآورد كه در او عيبى است . اينها همه نمونههاى عقد فضولى هستند .