احكام :
1 - بايد ترس از سركشان را به كنارى نهاد و با عدم باور به مشروعيتشان بر ايشان شوريد ، حتى بايد بديشان كفر ورزيد ، چرا كه هركس به طاغوت كفر ورزد وخداباور باشد بيگمان به دستاويز استوارى كه نمى گسلد ، چنگ زده است . « 1 »
دورى گزيدن از طاغوت وكفر بدان با توجه به نكات زير محقّق مىشود :
الف : بركندن ترس از طاغوت ودوستى و احترام به او از دل وروان ، باور به ستمكارى ودوزخى بودنش تحقير و فرو افكندن روانى او .
ب : گسستن هرگونه پيوند با طاغوت و گوش فرا ندادن به سخنانش وتأييد نكردن كوچكترين سخن وى ، به عبارت ديگر تحريم تبليغاتى وفرهنگى طاغوت ويارانش ، اگرچه در لباس اهل علم ودين باشند .
ج : قطع روابط اقتصادى با طاغوت .
د : قطع روابط قضايى با طاغوت وسامان دادن به يك نظام قضايى جايگزين .
ه - : اگر مؤمنان نتوانند در سرزمينى كه ستمگران بر آن فرمان مى رانند به واجبات ووظايف دينى خود عمل كنند واجب است از آن سرزمين مهاجرت كنند .
و : ستيز با طاغوت وفروافكندن حاكميت او وبرپا ساختن حكومت الهى .
2 - يكى از ابزارهاى رسيدن به امنيت ، مخالفت با قوانين حكومتهاى طاغوتى است . قانون كشتن فرزندان كه توسط مشركان و به فرمان بزرگانشان كه ايشان را بندگى مى كردند صورت مى پذيرفت ، و همچنين بسيارى از حكمهاى برگرفته از قانون سلطه و احكام ستمگران ومشركان كه هنوز بشريت از آنها رنج مى برد از اين جمله اند . در واقع مؤمنان بايد پيوندهاى خود را با اين گونه قوانين بگسلند و در راه مخالفت با آنها بكوشند ، تا اينكه از ترس وواپس ماندگى رهايى يابند .
3 - پايدارى در مسير توحيد واجب است ، چرا كه توحيد به مثابه چهارچوب كلّى امنيت وصلح وآرامش تلقّى مىشود وترس در پايداران در مسير توحيد راه ندارد وايشان اندوهگين نخواهند شد .
برخى از مؤلّفه هاى اين پايدارى عبارتند از :
هامش
( 1 ) - اشاره به آيه فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لَا انفِصَامَ لَهَا ( البقرة ، 256 ) .