تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام معاملات (فارسى) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
2 - وديعه امانتى است نزد امين و واجب است كه وى از آن محافظت كند ، هيچ كس حق خيانت به آن را ندارد حتى اگر صاحب آن شخصى فاسق وگنهكار باشد . قبول وديعه اگر در چارچوب همكارى در كار نيك وپرهيزگارى وبرآوردن نياز انسان مؤمن باشد ثواب بسيار دارد . 3 - قرارداد وديعه نسبت به هر دو طرف جايز است ، بنابراين هر كدام از آنان هر زمانى كه بخواهند مىتوانند قرارداد وديعه را فسخ كنند و اگر امين قرارداد را فسخ كند ، امانت گذار حق ندارد از پس گرفتن وديعه خود امتناع كند . اما اگر هر دو يا يكى از آنان لازم بودن قرارداد براى يك طرف يا دوطرف را شرط كنند و هر دو نيز براين امر راضى شوند ، قرارداد وديعه طبق توافق دو طرف لازم مىشود .

وديعه و رضايت

4 - وديعه قراردادى است كه تنها با رضايت دوطرف منعقد مىشود ، ومنوط بر ايجاب وقبول است ، حال چه به صورت لفظى يا غير آن . براى ايجاب به كار بردن عبارتى خاص لازم نيست ، بلكه هر گونه لفظى كه دلالت بر اين امركند كافى است ، مانند اينكه بگويد : اين مال را نزد تو به وديعه مىگذارم ، يا اين‌شىء مرا نزد خود نگهدارى كن ، يا اين شىء نزد تو بعنوان امانت است ، وعبارات ديگرى از اين دست . همچنين قبول لفظى با هر عبارتى كه نشان دهنده رضايت واقعى شخص به اين كار « نگهدارى امانت » باشد ، صحيح است . 5 - اشكالى ندارد كه ايجاب به صورت لفظى وقبول به شكل عملى باشد ، « مانند اينكه بگويد اين كتاب را بعنوان وديعه نزد تو قرار مىدهم ، وديگرىآنرا بگيرد و در جاى امنى بگذارد ، بدون اينكه چيزى بر زبان بياورد » همچنانكه اگر ايجاب وقبول هر دو به صورت عملى و بدون استفاده از هيچ لفظى باشند نيزقرارداد وديعه درست است ، زيرا اصل ، رضايت هر دو طرف در امر وديعه است ، لذا هر امرى كه بر آن دلالت كند ، بسنده وكافى است .