ميان فردى وميان گروهى موجود در جامعه اسلامى منجرمىشود ، ممانعت به عمل آيد . از نقطه نظر اسلامى ، روابط اجتماعى را نمىتوان برمبناى مصلحت طلبى فردى استوار كرد ، بلكه آنچه به عنوان مؤلفههاى شبكه روابط اجتماعى اسلامى به شمار مىروند ، بى آلايشى وتسامح وتساهل در رفتار و گاهى نيز صرف نظر كردن از برخى مصالح و يا منافع مادى فردى مىباشند . به ديگرسخن از منظر اسلام حفظ جو پاك وبىآلايش و پر مهر حاكم بر جوامع اسلامى ، مهمتر از سود آور بودن و يا نبودن روابط اجتماعى مىباشد .
قرارداد صلح چيست ؟
1 - قرارداد صلح ، وضع شده ، تا نزاعهاى موجود ميان مسلمانان را از ميان بردارد و يا از به وجود آمدن چنين منازعاتى جلوگيرى به عمل آورد .
2 - با اينكه مىتوان از قرارداد صلح به جاى بسيارى از قراردادها بهره جست ولى نمىتوان آن را تابعى از آن قراردادها قلمداد كرد ، چون ، قرارداد صلح ، قرارداد مستقلّى به شمار مىرود كه احكام ديگر قراردادها بر آن مترتب نمىباشد .
به عنوان مثال : اگر كسى بر مبناى مصالحه ، اتومبيل خود را در ازاى مقدارى مال به كس ديگرى واگذار كند ، با اينكه اين قرارداد صلح بسيار شبيه يك معامله خريد و فروش مىباشد ، و در واقع آثار همان معامله ، بر اين قرارداد بار مىشود ، بطوريكه مالكيت اتومبيل را به طرف دوم ، ومالكيت اموال را به طرف اول انتقال مىدهد ، ولى با اين وجود نمىتوان احكام ويژه خريد و فروش را بر آن بار كرد . از اين رو مثلًا نمىتوان برمبناى « خيار مجلس » و يا « خيار حيوان » در صورتى كه مورد مصالحه ، يك حيوانباشد ، مصالحه را بهم زد ، چرا كه « خيار مجلس » و « خيار حيوان » از احكام ويژه خريد و فروش مىباشند . همچنين نمىتوان در اين مصالحه از حق شفعه استفادهكرد ، چون كه برخوردارى از حق شفعه تنها به معاملات خريد و فروش اختصاصدارد .
همچنين اگر قرارداد مصالحهاى در باب مبادلهى پول رايج با پول رايج ، منعقد شدهباشد « كه آن مصالحه شبيه معامله بيع صرف بوده و همان آثار ، بار مىشود » ، لازم