قبول خود را به قصد خريد طبقه اوّل آن ساختمان سامان بخشد ، قرارداد منعقد نخواهد شد .
در اينجا نيز عرف معيار مىباشد ؛ زيرا قراردادى كه دوطرفِ آن بر يك چيز تراضى نيافته باشند ، در نزد عرف ، قرارداد تلقّى نمىشود ، مگر اينكه اختلاف دو طرف در پارهاى از جزئيّات بى اهمّيتى باشد كه در واقع به تراضى وتوافق اراده دو طرف آسيبىنرساند . به عنوان نمونه اختلاف دو طرف قراردادِ فروش خانه درباره رنگ اتاقها ، از اين نوع اختلافات جزئى مىباشد .
5 - يكى ديگر از شرطهاى صحّت عقد ، اهليّت ايجاب كننده در زمان ايجاب واهليّت قبول كننده در زمان قبول مىباشد . ولى در شرط اهليّت دوطرف به هنگام ايجاب و يا قبول توسط يكى از آنها ، ميان فقها اختلاف نظر است . يعنى اگر مثلًا طرف اوّل ، ايجاب را جارى سازد و پس از آن به خواب رود ، ديوانه و يا بيهوش شود و يا فوت كند ، و پس از آن طرف دوّم قبول را تلفّظ كند ، آيا عقد درست است و يا نادرست ؟
همچنين در صحّت انعقاد قراردادى در وضعيت مخالف وضعيّت بالا يعنى در صورتى كه قرارداد به صورت غيابى بسته شود ، و طرف اوّل ايجاب خود را در زمان جنون طرف دوّم انجام دهد ، و طرف دوّم پس از بهبودى به قبول اذعان كند ، آيا عقد درست است يا نه ؟
به نظر نگارنده عرف در برخورد با اين موضوع يكسان عمل نمىكند ، لذا در صورت صدق كردن عقد از نظر عرف و با توجّه به احراز رضايت پيشين دوطرف ، در شرع دليلى بر بطلان اين گونه عقدها ديده نمىشود .
6 - در صورتى كه طرف دوّم با سكوت ، عملكرد و يا امورى همانند اينها قبول خود را آشكار كند ، اين قبول جايگزين قبول لفظى شده وقرارداد را از آن بىنياز مىسازد . معيار در اينجا وجود امرى غير لفظى است كه از اراده معطوف به بستن قرارداد ، پايبندى به آن وتراضى ميان دوطرف حكايت مىكند .
به چند نمونه دراين باره توجّه كنيد :
احكام معاملات (فارسى) — صفحة 243
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢٤٣