وشكافهاى درون دست ، واجب نيست .
4 - در تيمّم شرط است كه در هنگام زدن دست بر زمين ، نيّت كند ، و همچنين افعال تيمّمرا در صورت توان ، شخصاً انجام دهد ، و ترتيب را نيز مراعات كند ، بدين صورت كه بعد اززدن دست ، به مسح صورت ، سپس به مسح دست راست ، و بعد به مسح دست چپ بپردازد ، و اين اعمال رابه گونهاى پى در پى انجام دهد كه عمل واحد محسوب شود و از بالا به پايين شروع كند ودرهنگام مسح ، مانعى بر روى پوست وجود نداشته باشد و احتياط مستحب اين است كه اعضاىمسح كننده و مسح شونده تيمّم پاك باشد .
5 - بر طرف كردن موى از روى دست و پيشانى واجب نيست و مسح بر روى آن كفايتمىكند و اگر بر روى اعضاى مسح كننده يا مسح شونده ، جبيرهاى باشد ، مسح با آن يا روى آنكفايت مىكند .
6 - اگر انجام دادن تيمّم ، بدون كمك گرفتن ، براى مكلّف ، حرج ودشوارى داشته باشد ، كسى ديگر ، دست او را بگيرد و بر زمين بزند و بر اعضايش مسح بدهد و اگر انجام اين كار نيزبراى او دشوار باشد ، شخص نايب شخصاً اين كار را بكند يعنى دست خود را به زمين بزندواعضاى بيمار را مسح كند .
7 - اگر اسباب و موجبات تيمم متعدد باشد ، در نيت ، قصد مافىالذمه كفايت مىكند ، و همچنين است اگر نداند كه تيمّم بر او به جاى غسل واجب است يا به جاى وضو .
8 - در تيمّم كافى است كه كف دو دست خود را يك بار بر زمين بزند و با آن اعضاى خود رإ ؛ ححظظمسح نمايد ، امّا بنابر احتياط مستحب كف دو دست خود را دوبار بر زمين بزند ، سپس تكانبدهد و پيشانى ودستان خود را مسح كند ، سپس بار ديگر بر زمين بزند ودستانش را مسحنمايد .
9 - اگر بعد از فراغت از تيمّم ، درباره اعمال يا شرايط تيمّم شك كردى ، به اين شك اعتنانكن و اگر در حال تيمّم شك كردى ، احتياط اين است كه تيمّم را اعاده كنى تا به صحّت عملخود يقين حاصل نمايى .
د - احكام تيمّم :
1 - خاك ، همچون آب ، طهور « 1 » است ، منتها خاك در هنگامى طهور است كه آب نباشد . پس براى مؤمن در صورت عذر شرعى جايز است كه تيمّم كند ، چه قبل و چه بعد از فرا رسيدنوقت نماز ، امّا از باب احتياط بايد مطمئن شود كه عذر او تا آخر وقت مرتفع نمىگردد . در غير
هامش
( 1 ) طهور يعنى پاك و پاك كننده .