فصل دوّم - نجاسات
چگونه از پليدى اجتناب ورزيم ؟
آيات قرآن « 1 » به ما آگاهى مىدهد نسبت به ضرورت اجتناب از پليديها ، راندن ناپاكيها و نجاستها و كسب طهارت ، نظافت ، زيبائى و آراستگى و از طرف ديگر فطرت دلها و معرفتعقلها نيز از وحى الهام و هدايت گرفته ، ضرورت پاكيزگى را تأييد مىكند و آن را به عنوانيك اصل عقلائى شناخته شده تلقّى مىنمايد .
سنّت پيامبر هم به تفسير وحى و به تطبيق آن بر موضوعات و مصداقها پرداخته و انواعنجاستها و ناپاكيها از قبيل : خون ، مردار ، ادرار ، مدفوع و . . . را بيان كرده است . البتّه همهاينها ، مثالهاى رائج و مصداقهاى شايع براى آن اصول كلّىاى است كه قرآن بيان كرده است .
بدين ترتيب بر ما لازم است كه از هر چيز كه يقين به پليدى و ناپاكى آن داشته باشيم ، پرهيز كنيم و به هر وسيله ممكن نظافت و پاكيزگى را مراعات نماييم و به هيچوجه نبايدوحى را كنار بگذاريم يا عقل يا علم را با همه تحوّل و تكاملى كه بدست آورده و يا بين آنها و بين سنّت شريف واجتهاد فقها ، تضادّ و تناقض تصوّر كنيم .
بايد بدانيم همچنانكه قرآن در مورد ضرورت طهارت ، فطرت و عقل بشر را نيز مجال ظهور وبروز داده و حكم آندو را لغو نكرده است ، در مورد وسايل و ابزار پاكيزگى و كيفيّت اجتناب از نجاسات و ابعاد نجاسات نيز با اينكه سنّت پيامبر وامامان معصوم آن را مطرح ومشخّص كرده ولى بازهم عقل را كنار نگذاشته است زيرا عقل نيز داراى اصول و قواعدى استكه مىتواند در مسائل مبهم و مجمل وحوادث نوين ، دليل كافى براى ما محسوب شود ، ازهمينرو وقتى چيز نجس استحاله شود و به چيزى ديگر تبديل گردد ، نجاست آن نيز از بينمىرود زيرا عقل مىگويد كه اين چيزى ديگر است مثل اينكه مردار به خاك ، و خون بهمشك ، و چوب نجس به خاكستر تبديل گردد ، و همچنين اگر نجس با چيز پاك مخلوط شودآن را نجس مىگرداند زيرا نجاست همچنان در داخل آن مىباشد امّا اگر نجس به طور كلّىمستهلك شود
هامش
( 1 ) سوره بقره ، آيه 267 . سوره اعراف ، آيه 157 . سوره مدّثّر ، آيه 5 . سوره توبه ، آيه 108 .