5 - اگر در نجاست ادرار و مدفوع از جهت عدم شناخت منبع آن يا از جهت ندانستنحرام گوشت بودن حيوان ، شك كند ، مرجع اصالت طهارت « 1 » است . البتّه بنابر احتياط درصورت امكان ، قبل از جريان اصل بايد تفحّص و جستجو صورت بگيرد .
3 - منى
روايات تأكيد دارد بر نجاست منى و اينكه نجاست آن شديدتر از نجاست ادرار است . مراداز منى به حسب لغت « 2 » منى انسان است امّا در مورد آب ساير حيوانات ، فقها گفتهاند : منى هرحيوانى كه خون جهنده دارد مثل گاو و شتر ، پليد است و بهتر آن است كه از آن اجتناب شود .
امّا در مورد آب بارورى ساير حيوانات ، دليلى بر نجاست آن وجود ندارد .
بايد به اين نكته اشاره شود كه غيراز ادرار و مدفوع و منى و خونهاى سهگانه ( حيضواستحاضه و نفاس ) ساير آبهايى كه از آلت تناسلى خارج مىشود ، پاك مىباشد مانند « مذى » كه در هنگام شهوت و ملاعبه و « ودى » كه بعداز ادرار و « وذى » كه بعداز منى خارج مىشود يا هر مايع ديگرى كه به خاطر بيمارى و غيرهخارج شود .
4 - مردار و مرده
از جمله اعيان نجس ، مرده حيوانات ( مردار / ميته ) و مرده انسان است . منظور از ميته يا مردار ، آن حيوانى است كه به قضاى خود مرده و يا به غير روش مقرّر شرعىذبح شده باشد .
اين مسأله فروعى دارد كه ذيلًا بيان مىشود :
1 - مردار حيواناتى كه خون جهنده دارد ( يعنى در هنگام قطع كردن عروق و رگهاىآن ، خون آن با فشار جهش مىكند ) نجس است چه حلالگوشت باشد يا حرامگوشت . امّا آن حيوانى كه خون جهنده ندارد مانند سوسك ، مگس ، ملخ ، مورچه و مانند آن ، مرده آننجس نيست .
2 - اعضايى كه از بدن حيوان ، قبل يا بعداز مرگ آن جدا شده است ، به حكم مردارمىباشد مثل دنبههاى جدا شده گوسفند و اجزاى كوچك و ريز بدن كه در هنگام كندن موىحيوان به آن
هامش
( 1 ) اصالت طهارت يعنى اينكه از نظر شرع هر چيزى پاك است تا زمانى كه نجاست آن ثابت شود ، زيرا اصل در همه چيزها طهارتو پاك بودن است .
( 2 ) گفتهاند : « منى » آب انسان است و « عيس » آب شتر ، « يرون » آب اسب ، « زاجل » آب شترمرغ . ر . ك : فقه اللغه ، ثعالبى ، ص 186 .