است ، مشخّص مىشود .
4 - براى آگاهى از وضعيّت زمينها و اينكه از كدام قسم است ، بايد به راهها و دلايلى رجوع كنيم كه موجب علم يا اطمينان شود .
5 - در صورت شك در وضعيت زمينها ، بايد به قواعد عمومى اين باب مراجعه كنيم مثل قول پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله كه فرمود :
« الأرض للَّه ولمن عمرها » .
« زمين از آن خداست و از آن كسى كه آن را آباد و احيا كرده است . »
احكام جزيه
1 - اهل كتاب در سرزمينهاى اسلامى ، بر دين خود باقى مىمانند به شرطى كه شرايط ذمّه را كه از جمله آنها پرداختن جزيه استبپذيرند .
2 - اهل كتاب عبارتنداز : يهود ، مسيحيان و مجوس ، و اگر گفته شود كه صفت اهل كتاب ، هر كسى را شامل مىشود كه ايمان بهخداوند سبحان داشته و به يك كتاب آسمانى منسوب باشد ، بهتر خواهد بود .
3 - جزيه تنها از مردان گرفته مىشود نه از كودكان و زنان و كسانى كه كنترلى بر خود ندارند همچون ديوانه و سفيه ، و از كسيكهبهاى جزيه را نه فعلًا و نه بالقوّه ، ندارد جزيه گرفته نمىشود .
4 - مقدار جزيه ، و اينكه بر افراد به طور سرانه وضع شود ، و يا بر اموال آنان ، و روش پرداخت آن ، همگى موكول به نظر اماماست .
5 - جزيه در منافع مسلمين مصرف مىشود .
6 - قبول پرداخت جزيه يكى از شرايط ذمّه است و خود نشانه اين است كه آنان حاكميت اسلام و احكام عمومى دين راپذيرفتهاند .
7 - از شرايط ديگر ذمّه اين است كه آنان با اعلام جنگ بر مسلمانان ، امنيّت كشور اسلامى را تهديد نكنند و با دشمنان مسلمانان ، وارد توطئه نشوند و بر خلاف مفاد قرارداد ذمّه حركت ننمايند .
8 - گاهى هم در عقد ذمّه شرط مىشود كه آنان در ميان مسلمانان فساد ايجاد نكنند ، و اعمال زشت و فحشا را دامن نزنند ، پس اگراين امور در قرارداد ذمّه شرط شود ، و آنان به اين شرايط ملتزم ومتعهّد نباشند ، جنگ با آنان جايز مىشود ، و اگر در ضمن عقد ، اينشرط ذكر نگردد ، در مورد مجرمين آنان ، احكام دين يعنى حدود و تعزيرات اجرا مىگردد .