چهارم - غوص ( يا آنچه از غوّاصى در درياها بدست مىآيد )
1 - در درياها گنجينههاى خدادادى مانند سنگهاى قيمتى ودفينههاى باستانى زيادى وجود دارد ، و زمانيكه انسان در اعماق آن بهجستجو پردازد ، غواصى گفته مىشود و خمس دارد و همين حكم در عنبر كه گاهى انسان براى بدست آوردن آن نياز به فرو رفتن دردرياها ندارد و مىتواند از روى آب هم آن را بدست آورد ، جارى مىباشد .
2 - ماهيگيرى يا استخراج املاح از دريا و جلبكها و امثال آن كه در عرف به آنها غواصى گفته نمىشود ، از موضوع غوص خارجاست .
3 - لازم نيست غواص خود شخصاً عمل غواصى ( فرورفتن در اعماق دريا ) را انجام دهد ، پس اگر با دستگاههاى پيشرفته ، اقدام به استخراج آنچه در عمق دريا نهفته است نمايد ، باز هم خمس دارد .
4 - اگر گنج از اعماق دريا استخراج گردد به آن خمس تعلّق مىگيرد ، ولى به چه جهت ؟ از جهت غواصى ، يا گنج ؟ اين امر بهواسطه عرف مشخّص مىگردد .
5 - اگر ماهى را صيد كند و در درون آن شىء گرانبها بدست آورد ، حكم غوص را ندارد ولى اگر ماهى عادت داشته باشد كه هميشهاشياى گرانبها را ببلعد و صياد آن را براى بدست آوردن آن اشياى گرانبها صيد كرده باشد ، حكم غوص را پيدا مىكند .
6 - اگر غواصان از رودخانههاى بزرگ مانند دجله و نيل جهت بدست آوردن اشياى گرانبها از آنها بهرهبردارى كنند ، حكم دريا راپيدا مىكند و بر غواصان فرض است كه خمس آنچه را بدست آوردهاند بپردازند .
7 - عنبر احكام غوص را دارد چه انسان از راه فرورفتن به اعماق دريا بدست آورد يا بدون آن .
8 - نصاب غواصى يك دينار شرعى است هر چند به طور دفعات نزديك به هم ، به آن دست يافته باشد لذا پس از كسر هزينهها ( مؤونه ) و حق اجاره وسايل غواصى ، بايد خمس آن را پرداخت نمايد .
اگر گروهى از غواصان به اشياى قيمتى دست يافتند ، سهم هر يك جداگانه براى مشخّص كردن نصاب ، مورد محاسبه قرار مىگيردو مجموع آن باهم محاسبه نمىشود .
پنجم - مال حلال مخلوط به حرام
1 - هر كس مالى را بدون رعايت موازين شرعى ، بدست آورد يا در دستگاهها ومؤسّساتى كه در آن حلال و حرام باهم آميخته استكار كند ، اگر بخواهد آن مال ، حلال و گوارا گردد ، بايد