بنابر احتياط بايد روزه خود را قضا كند .
12 - استفراغ عمدى موجب قضاى روزه مىشود ، امّا استفراغ غير عمدى اشكالى ندارد .
13 - از بزرگترين گناهان ، دروغ بستن به خدا و رسول خدا و ائمّه معصومينعليهم السلام است ، و حرمت آن در ماه رمضان و در حالروزه بودن مؤكّد مىشود و در مُفطِر بودن آن ترديد است ولى احوط اين است كسى كه در ماه رمضان مرتكب اين گناه شده است روزهخود را قضا نمايد ، بلكه وضوى خود را نيز تجديد نمايد .
14 - مكروه است كه روزهدار سر خود را در آب فروببرد ، بلكه احوط آن است كه اين عمل را ترك كند ، و اگر انجام بدهد بهتر ايناست كه آن روز را قضا نمايد .
احكام جهل ، سهو و اجبار :
1 - كسى كه نسبت به حرام بودن يكى از مبطلات روزه جاهل قاصر باشد و آن را هنگام روزهاش مرتكب شود ، اگر از چيزهايىنباشد كه روزه بر آن متوقّف است روزهاش صحيح بوده و چيزى بر او واجب نيست ، مانند كسى كه با جنابت صبح كند و يا در آبفرورود ( بنابر اينكه ارتماس در آب حرام باشد ) و يا عمداً استفراغ نمايد ، اگرچه در اين موارد احتياط اين است كهروزهاش را قضا كند .
ولى اگر از چيزهايى باشد كه به روزهاش ضرر برساند مانند جماع ، خوردن و آشاميدن ، لازم است كه روزهاش را قضا كند و كفّارهبر او لازم نيست .
2 - كسى كه از روى جهل حرامى را مرتكب شود ، و جهل او از روى تقصير بوده ، احوط اين است كه روزهاش را قضا كند و دروجوب كفّاره ترديد است .
3 - كسى كه از جهت فراموشى بخورد يا بياشامد ، چيزى بر او لازم نيست ، نه قضا و نه كفّاره .
4 - در احكام سهو و فراموشى ميان روزه ماه رمضان و غير آن ، و ميان روزه واجب و مستحبّ تفاوتى وجود ندارد .
5 - كسى كه بر خوردن مفطرى مجبور گردد ، به طورى كه اراده از او سلب شود مثل اينكه در گلويش آب و غذا ريخته شود ، روزهاش باطل نمىشود ، ولى اگر كسى بر خوردن مفطرى مجبور شود ؛ ولى خودش به خوردن آن مباشرت و اقدام نمايد كفّارهاى بر اونيست و در قضا ترديد مىباشد و احوط قضا نمودن است .
6 - اگر كسى از باب اضطرار افطار كند كفّارهاى بر او نيست و لازم است كه آن روز را قضا نمايد .
7 - اگر كسى مجبور شود كه قبلاز غروب شرعى از روى تقيّه افطار كند كفّارهاى بر او لازم