كند ، احكام وطن بر او جارى مىشود يعنى بايد روزه بگيردونمازش را تمام بخواند و فرق ندارد كه اين اقامت از روى اختيار باشد يا اجبار يا اضطرار .
جزئيات مسأله به شرح ذيل بيان مىشود :
1 - تنها گمان به اقامت ده روز براى جارى شدن احكام اقامت كفايت نمىكند بلكه بايد علم داشته باشد يا تصميم گرفته باشد ، چنان كه نيّت اقامت هم بدون علم به ماندن ده روز يا تصميم بر آن ، تحقّق پيدا نمىكند . پس اگر مردّد باشد يا در ماندن ده روز شك ياحتّى گمان داشته باشد ، صرف نيّت قلبى كفايت نمىكند .
2 - اگر اقامت خود را منوط به امرى كند كه تحقّق آن مشكوك است ، اقامت شرعى صدق نمىكند مثل اينكه ماندن خود را بهاجازه مقامات مربوطه ، يا يافتن رفيق ، يا پيدا كردن جاى مناسب براى سكونت و مانند آن معلّق كند زيرا همه اين امور با تصميمماندن ده روز منافات دارد .
3 - اگر تصميم بر ماندن داشته باشد ولى احتمال ضعيفى بدهد كه مانعى براى ماندن او ايجاد شود ، احتمالى كه با تصميم او منافاتنداشته باشد ، ضرر به اين حكم نمىرساند و او بايد نمازش را تمام بخواند .
4 - در تحقّق يافتن ده روزه ، ماندن ده روز و نه شب كفايت مىكند و لازم نيست كه شب دهم نيز ضمن ده روز باشد . پس اگر كسىتصميم بگيرد كه از روز اوّل ماه تا غروب روز دهم در جايى بماند ، اقامت او درست است و همچنين اگر روز شكسته را از يك روزديگر جبران نمايد ، مانند اين كه از ظهر روز اوّل تا ظهر روز يازدهم قصد اقامت كند ، اين براى تمام خواندن كفايت مىكند اگرچهاحوط در اين فرض ، جمع بين قصر و تمام است .
5 - اقامت ده روز بايد در يك شهر يا در يك روستا باشد و نه تلفيقى از دو محلّ دور از هم يعنى در صورتى مىتواند نماز را تمامبخواند كه همه ده روز را در يك جا بماند . پس اگر قصد كند كه ده روز در نجف و كربلا بماند ، اقامت شرعى تحقّق نمىيابد و بايد درهر دو جا شكسته بخواند ولى اگر يك شهر به وسيله رودخانهاى به دو بخش تقسيم شود ، مانند دو طرف رودخانه در شهر بغداد ، درصورتيكه عرف هر دو بخش را يك شهر بداند ، اقامت ده روز در هر دو بخش صحيح است و نماز تمام خوانده مىشود .
6 - اگر شهر به اندازهاى بزرگ باشد كه وحدت عرفى خود را از دست بدهد هر چند كه به يك نام ناميده شود ، لازم است درمنطقه معيّنى از مناطق متعدّد آن ، نيّت اقامت كند مانند شهر نيويورك زيرا - مثلًا - منطقه « بروكلى » عرفاً از منطقه « لونگ آيلند » يا « نيوجرسى » يا حتّى « منهاتن » تفاوت دارد و اينكه همه آنها نيويورك ناميدهمىشود كفايت نمىكند امّا اگر شهرى مانند تهران و قاهره باشد كه اقامت در شمال و جنوب آن ، اقامت در يك شهر به شمار
احكام عبادات (فارسى) — صفحة 362
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٣٦٢