تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عبادات (فارسى) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
دراين مسأله فروع ديگرى نيز وجود دارد كه ذيلًا ذكر مىشود : يك - دعا خواندن و ذكر خدا گفتن به غير زبان عربى براى نمازگزار اشكال ندارد ولى بهتر آن است كه به زبان عربى بخواند . دو - شرط قرائت قرآن و دعا اين است كه به قصد قرآن و دعا خوانده شود امّا اگر نمازگزار جمله يا آيه‌اى از قرآن يا عبارتى از دعا رابدون قصد قرآن و دعا بخواند ، نماز او باطل مىشود . سه - اگر ذكرى ( مانند : « سبحان اللَّه » يا « اللَّه اكبر » يا ذكر ديگرى ) را در بين نماز براى آگاه‌كردن و فهماندن مخاطب يا دلالت كردن بر چيزى ، به زبان آورد ، در صورتى كه اصل تلفّظ ذكر ، به قصد قربت ولى بالا كردن صدا براىآگاه كردن ودلالت كردن باشد اشكال ندارد امّا اگر قصد او اساساً ، آگاه كردن و دلالت نمودن باشد ، برخى از فقها نماز او را باطل‌دانسته‌اند . چهار - تكرار يك ذكر يا يك آيه در نماز به طور عمدى جايز است چه اينكه تكرار كردن از روى احتياط باشد مثل اينكه گمان‌كند آيه‌اى را اشتباه خوانده و دوباره اعاده كند يا اينكه از جهت انس روحى با ذكر و با آيه قرآن باشد ولى اگر تكرار به خاطر وسوسه‌شيطانى باشد ، بهتر آن است كه ترك شود هر چند اقوى اين است كه نماز با آن باطل نمىشود . پنج - بهتر اين است كه در حين نماز ، ديگرى را با لفظ دعا خطاب نكند مثل اينكه نمازگزار به ديگرى بگويد : « غفر اللَّه‌لك » ، يا « رحمك اللَّه » ، چون مشكل است در صورت خطاب ، دعا صدق كند .

ششم - قهقهه يا خنده بلند :

1 - قهقهه عمدى يعنى خنديدن با صدا و ترجيع ، هر چند از روى اضطرار باشد نماز را باطل مىكند . 2 - تبسّم در نماز اشكال ندارد چنان كه قهقهه سهوى نيز اشكال ندارد . 3 - اگر براى جلوگيرى از خنده بلند ، بر خود فشار آورد به گونه‌اى كه حالش تغيير كند ورنگش سرخ شود ، چنانچه اين حالت‌منجر به از بين رفتن صورت نماز گردد ، نمازش باطل مىشود و در غير اين صورت ، احتياط مستحب اين است كه نمازش را اعاده‌نمايد .

هفتم - گريه عمدى :

1 - گريه عمدى براى امور دنيايى ، باطل كننده نماز است ، هر چند - بنابر احوط - بدون صدا هم باشد . 2 - ظاهراً گريه دنيايى حتّى اگر از روى اضطرار هم باشد ، نماز را باطل مىكند امّا گريه