تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عبادات (فارسى) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
وارد نماز مىشود ، چه اول تكبيرات‌هفتگانه باشد ياوسط يا آخر آنها . و اگر از همان ابتدا ، آغاز كردن نماز را قصد كند ، همان تكبير نخستين ، « تكبيرةالاحرام » و بقيه مستحب خواهد بود ، و بهتر اين است كه شش تكبير مستحب را اول بگويد وسپس با تكبير آخرين ، افتتاح نمازرا قصد كند كه در اين صورت ، آخرين تكبير ، تكبيرة الاحرام خواهد بود . 3 - ظاهر اين است كه تكبيرات مستحب به نمازهاى واجب يوميه اختصاص ندارد بلكه در هر نماز واجب يا مستحب ، مستحب‌مىباشد . 4 - آنطور كه در روايات آمده است ، مستحب است قبل از تكبيرة الاحرام اين دعا را بخواند : « يا مُحْسِنُ قَدْ أَتاكَ الْمُسِيءُ ، وَقَدْ أَمَرْتَ الْمُحْسِنَ أَنْ يَتَجاوَزَ عَنِ الْمُسِيءِ ، أَنْتَ الْمُحْسِنُ وَأَنا الْمُسِيءُ ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآل‌ِمُحَمَّدٍ ، وَتَجاوَزْ عَنْ قَبِيحِ ما تَعْلَمُ مِنِّي » . برخى از فقها گفته‌اند دعاى ياد شده را بعد از تكبيرة الاحرام بخواند . 5 - در هنگام تكبير گفتن مستحب است دودست را در حالى كه باز و انگشتان بهم چسبيده باشد ، تا برابر گوشها بالاببرد وكف‌دستها را دراين حالت به سمت قبله قرار دهد به عنوان نشانه‌اى براى تضرّع وزارى در پيشگاه خداوند - چنان كه در روايات آمده است - و اين حالت در همه تكبيرهاى نماز ، مستحب است .

چهارم - قيام ( ايستادن (

وجوب قيام :

1 - واجب است نماز ، در حال ايستاده و بدون تكيه كردن بر چيزى بجا آورده شود ، البته اين در شرايط عادى است . اما شخص‌مريض وناتوان ، هرطور كه بتواند نماز مىخواند ؛ باتكيه بر چيزى ، يا نشسته و ياخوابيده كه جزئيات آن در سطور بعدى ذكرمىشود . 2 - قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و همچنين قيام پيش از ركوع كه قيام متصل به ركوع ناميده مىشود ، ركن است يعنى با ترك‌هريك از آن‌دو عمداً ياسهواً ، نماز باطل مىشود . 3 - ولى قيام در حال خواندن حمد و سوره ، يا تسبيحات اربعه ، و قيام بعد از ركوع هر چند واجب است ولى ركن نمىباشد وباترك‌آن اگر تنها از روى عمد باشد نماز باطل مىشود نه از روى سهو . جزئيات اين مسأله به شرح ذيل است : الف - نمازگزار در حالى كه قيام اوكاملًا تحقق يافته باشد ، تكبيرة الاحرام مىگويد پس اگر در حال بلند شدن باشد و هنوز كاملًاراست نايستاده باشد ، تكبيرة الاحرام گفتن ، صحيح نيست .
احكام عبادات (فارسى) — صفحة 273 | السيد محمد تقي المدرسي