قبلهاى كه از آنخوشنود باشى باز مىگردانيم . پس روى خود را به سوى مسجدالحرام كن . و هر جا باشيد ، روى خود را به سوى آن بگردانيد . و كسانى كهكتاب آسمانى به آنها داده شده ، به خوبى مىدانند اين فرمان حقى است كه از ناحيه پروردگارشان صادر شده ، و خداوند از اعمال آنها غافلنيست . »
2 - ( وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَبِّكَ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّاتَعْمَلُونَ « 1 »
« از هرجا خارج شدى ( به هنگام نماز ) روى خود را به سوى مسجدالحرام كن . اين دستور حقىاز طرف پروردگارتوست ؛ وخداوند ، از آنچهانجام مىدهيد ، غافل نيست . »
3 - ( وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا يَكُونَلِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ « 2 »
« و از هرجا خارج شدى ، روى خود را به جانب مسجدالحرام كن ، و هر جا بوديد ، روى خود را بهسوى آن كنيد ؛ تا مردم ، جزظالمان ، دليلى بر ضد شما نداشته باشند . از آنها نترسيد و ( تنها ) از من بترسيد . ( اين تغيير قبله به خاطر آن بود كه ) نعمت خود را بر شما تمام كنم شايد هدايت شويد . »
رهنمودى از آيات : پيامبر خداصلى الله عليه وآله از اهل مكّة بود و عظمت مكّه و جلال و شكوه آن را نزد خداوند به خوبى مىدانست ولىچون خدا امر كرده بود ، به سوى مسجدالاقصى نماز مىگزارد ، زيرا او اوّلين پرستنده و تسليم شونده به امر خدا بود ، ولى اين تسليمبودن مانع از اين نمىشد كه پيامبر اسلام به درگاه خداوند دعا كند و بخواهد كه قبله ديگرى كه حضرت از آن خوشنود باشد ، تعيينكند ، و لذا به گونه انتظار آميز رو به آسمان مىكرد و علاقهمند بود كه مسجد الحرام و كعبه ، قبله او قرار گيرد . خداوند نيز اين دعا رإ ؛ 88
استجابت نمود و به پيامبر دستور داد كه رو به جانب مسجدالحرام نمايد .
فقه آيات : از آيات مذكور ، بصيرتهاى زير را استفاده مىكنيم :
الف - تعيين قبله تشريع و قانون الهى است ، مگرنه اين است كه قبله شرط اساسى نماز است ؟ پس بايد درباره آن وحى نازل شود و حكم خدا بيان گردد و لذا در قرآن تعيين قبله به صورت « امر » آمده است .
ب - رو نمودن - كه قرآن به آن دستور داده - عبارت است از اينكه با رو ، در مقابل چيزى قرار بگيرى ، و چون سر انسان به صورتدايره است ، پس رو و صورت ، قسمتى از اين دايره را تشكيلمىدهد ، و مقابل شدن با چيزى با صورت ، تنها به معناى مقابل قرار گرفتن بينى نيست
هامش
( 1 ) سوره بقره ، آيه 149 .
( 2 ) سوره بقره ، آيه 150 .