قضاوت نكنيم . اگر يك لحظه كوتاهى كنيم و روايتى را كه مىدانيم ضعيف نيست ، به خاطر آنكه قبلًا نظرى بر خلاف آن داشتهايم و مىخواهيم حرف قبلىمان خدشهدار نشود ، ضعيف بشماريم ، كار بسيار خطرناكى است .
داستان رسولان حضرت عيسى عليه السلام در انطاكيه
« وَ اضْرِبْ لَهُم مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ . إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُرْسَلُونَ . » .
و براى آنها اصحاب قريه ( انطاكيه ) را مثال بزن ؛ هنگامى كه فرستادگان خدا به سوى آنان آمدند ؛ هنگامى كه دو نفر از رسولان را به سوى آنها فرستاديم ؛ امّا رسولان ( ما ) را تكذيب كردند ؛ پس براى تقويت آن دو ، شخص سوّمى فرستاديم ؛ آنها همگى گفتند : « ما فرستادگان ( خدا ) به سوى شما هستيم . » .
رسولان سهگانهاى كه اين آيه در بارهىايشان صحبت مىكند ، احتمال دارد پيامبر نبوده ، تنها نمايندهى پيامبر بودند . مىگويند : آنها « يوحنّا » ، « بولس » و « شمعون » بودهاند . در تفاسيرى كه اين ماجرا را به عنوان يك حكايت تاريخى نقل مىكند ، اسمى از اين سه نفر برده نشده است . براى ما هم نقل اسامى مشكل است . اين اسمها را غالباً كعب و امثال او از كتابهاى تورات و انجيل در بين مسلمانان شايع كردند . يوحنّا « يحيى » است ؛ بولس هم ظاهراً يكى از بزرگان نصارى است و شمعون هم وصىّ حضرت عيسى عليه السلام بود .
در بارهى ماجراى آنها آنچه را كه گفتهاند ، نمىتوانيم باور كنيم ؛ امّا اصل قصّه ، راست است . ابوحمزهى ثمالى از يكى از دو امام بزرگوار : امام باقر يا امام صادق عليهما السلام اصل قصّه را نقل مىكند و ما در اين جا داستان را به همراه بعضى از آنچه مفسّرين گفتهاند ، بيان مىكنيم :
« يوحنّا » و « بولس » از « ناصره » كه در كنعان يعنى فلسطين كنونى بود ، حركت كرده ، به « انطاكيه » آمدند . « انطاكيه » از شهرهايى است كه تا زمان حاضر