تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
سر او حركت مىكند . صفت « مبين » هم به معناى بيان‌كننده و آشكاركننده است . كلمه‌ى « مبين » اسم فاعل از ابانَ است و ابانَ فعلِ متعدّى است : بانَ فعل ثلاثى مجرّد و لازم است كه معنى « ظَهَر » مىدهد ؛ يعنى آشكار شد . امّا « ابانَ » يعنى : فَرَّقَ بَيْنَ شَىءٍ وَ شَىءٍ . بين چيزى و چيز ديگر جدايى انداخت . آن‌ها را به تفصيل و جداجدا بيان كرد . وقتى گفته مىشود : « ابانَ » يعنى : كلامى جداكننده به زبان جارى كرد و به تفصيل سخن گفت . يا : كلامى به زبان رانْد به نيّت جدايى انداختن بين چيزهايى . مفسّرين گفته‌اند : « امام » به معناى « لوح محفوظ » است . به اين تفسير دو اشكال وارد است : 1 - « لوح محفوظ » يعنى چه ؟ كجاست ؟ و چيست ؟ 2 - چرا مستقيماً از تعبير « لوح محفوظ » در آيه استفاده نشده است ؟ بنابر اين نبايد چشم‌بسته اين تفسير را قبول كنيم كه مراد از « امام مبين » در اينجا « لوح محفوظ » است . بلكه به نظر مىرسد / ب : / « امام » در اين جا به همان معناى حقيقى خودش به كار رفته و منظور « شخصِ » راهبر و پيشرو است . مؤيّدى هم بر اين نظر وجود دارد و آن آيه‌ى بعدى ( 13 ) است كه مىفرمايد : « وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا اصْحابَ الْقرْيَةِ اذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ » و براى آن‌ها اصحاب قريه ( انطاكيه ) را مثال بزن ؛ هنگامى كه فرستادگان خدا به سوى آنان آمدند . خداوند در اين آيه درصدد بيان « مثال » است . بيان « مثال » مخصوص جايى است كه ابتدا مطلبى بيان شده باشد ؛ بعد براى توضيح بيشتر « مثالى »