سر او حركت مىكند . صفت « مبين » هم به معناى بيانكننده و آشكاركننده است . كلمهى « مبين » اسم فاعل از ابانَ است و ابانَ فعلِ متعدّى است : بانَ فعل ثلاثى مجرّد و لازم است كه معنى « ظَهَر » مىدهد ؛ يعنى آشكار شد . امّا « ابانَ » يعنى :
فَرَّقَ بَيْنَ شَىءٍ وَ شَىءٍ .
بين چيزى و چيز ديگر جدايى انداخت . آنها را به تفصيل و جداجدا بيان كرد .
وقتى گفته مىشود : « ابانَ » يعنى :
كلامى جداكننده به زبان جارى كرد و به تفصيل سخن گفت .
يا : كلامى به زبان رانْد به نيّت جدايى انداختن بين چيزهايى .
مفسّرين گفتهاند :
« امام » به معناى « لوح محفوظ » است .
به اين تفسير دو اشكال وارد است :
1 - « لوح محفوظ » يعنى چه ؟ كجاست ؟ و چيست ؟
2 - چرا مستقيماً از تعبير « لوح محفوظ » در آيه استفاده نشده است ؟
بنابر اين نبايد چشمبسته اين تفسير را قبول كنيم كه مراد از « امام مبين » در اينجا « لوح محفوظ » است . بلكه به نظر مىرسد / ب : / « امام » در اين جا به همان معناى حقيقى خودش به كار رفته و منظور « شخصِ » راهبر و پيشرو است .
مؤيّدى هم بر اين نظر وجود دارد و آن آيهى بعدى ( 13 ) است كه مىفرمايد :
« وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا اصْحابَ الْقرْيَةِ اذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ »
و براى آنها اصحاب قريه ( انطاكيه ) را مثال بزن ؛ هنگامى كه فرستادگان خدا به سوى آنان آمدند .
خداوند در اين آيه درصدد بيان « مثال » است . بيان « مثال » مخصوص جايى است كه ابتدا مطلبى بيان شده باشد ؛ بعد براى توضيح بيشتر « مثالى »
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 86
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٨٦