كَريمٍ »
تو فقط كسى را انذار مىكنى كه از اين يادآورى ( الهى يعنى قرآن ) پيروى كند و از خداوند رحمان در نهان بترسد . چنين كسى را به آمرزش و پاداشى پرارزش بشارت ده .
در پاسخ سؤال فوق بايد گفت : براى استفاده از انذارهاى قرآن ، لازم است تا در خودمان زمينهاى مهيّا كنيم و آن زمينه ، چيزى جز تحقّق دو شرط نيست :
1 ) پيروى و تبعيّت از ذكر .
2 ) ترس از خداوند در نهان .
در باب شرط اول دو سؤال مطرح است :
پيروى يعنى چه ؟
ذكر چيست ؟
اين كه شخصى جلو انسان راه برود و انسان به دنبال وى گام بگذارد ، از نظر ادبيّات عرب ، « تبعيّت » يعنى پيروى ناميده مىشود .
آيا منظور از « ذكر » قرآن است ؟ اگر قرآن است ، آيا قرآن جلو ما راه مىرود كه ما دنبال آن راه بيفتيم ؟ احتمالًا « ذكر » در اين جا چيزى ديگرى بايد باشد .
ذكر بايد شخصى باشد كه پيشرو ماست و ما دنبالهرو اوييم . به نظر مىرسد مقصود از ذكر در گام اوّل پيامبر و سپس اهلبيت عليهم السلام اوست ؛ هر چند غالب مفسّرين گفتهاند : مقصودْ قرآن است . آنان براى اثبات ديدگاه خود به آيهى
« وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ » « 1 »
و اين مايهى يادآورى ( و عظمت ) تو و قوم تو است .
استناد نمودهاند . اين مطلب درست است .
اين مطالب در اين سوره كه به آن « قلب قرآن » گفته مىشود ، آمده است و به دليل همين مطالب و حقايق كه در اين سوره آمده ، مىگوييم :
هامش
( 1 ) - / زخرف ، 44 .