انسان هشدار داد كه از غفلت دست بكشد ؛ امّا « فَهُم غافِلون » آنها غافلند .
نهتنها آنها ، كه ما انسانهاى امروز نيز در غفلت هستيم و قرآن تنها براى انذار آنان نبوده ؛ بلكه براى ما هم هست . غفلت پردهاى است كه روى چشم همهى انسانها را گرفته ، مگر اين كه به يمن شبهاى ماه رمضان و روزهاى آن و دعاها و راز و نيازها براى لحظهاى پردهها كنار برود و اندكى دلهاى ما نورانى گردد .
الآن كه مشغول خواندن اين عبارات و اين مطالب هستيم ، شايد لحظهاى گوشهاى از حقايق را ببينيم . امّا متأسفانه همين كه كتاب خدا را بستيم ، دوباره به دنيا باز مىگرديم و نورانيّت ، تمام مىشود و غفلت سراسر وجود ما را فرا مىگيرد ؛ گويا اصلًا غفلت جزيى از دنياست .
دنيا خانهى غرور و فريب است . طبيعت دنيا ، گولزدن فرزندان آدم است .
همه چيز دنيا براى فريب انسان است : گرسنگى ، تشنگى ، خواب ، بيدارى ، پول درآوردن ، پول خرج كردن و . . . و چون انسان از اين دنيا به سراى ديگر منتقل شد ، مىبيند كه همهى آنچه او عمرى بدان دل خوش كرده بود ، بازيچه و فريب بود و سرابى بيش نبود . دنيا « دارالغرور » است . چون چنين است ، قرآن با پنج آيه در سورهى ياسين با بيانى محكم و قاطع ، قصد دارد بشر را بيدار كند . انشاءاللَّه كه قلب و روح ما به اين هشدار الهى پاسخ مثبت دهد و اميدواريم از خواب غفلت بيدار شويم و حجابها و پردهها كه مانع رؤيت ديگر حقايق است ، از برابر ديدگان ما كنار زده شود .
اين جا سؤال مىشود كه چه كنيم تا به اين روز سياه گرفتار نشويم و دلهامان محروم نگردد و پردهها فراروى ديدگان ما افكنده نگردد ؟ چه بايد كرد ؟ خداوند در آيهى بعد به اين سؤال پاسخ مىفرمايد :
« إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِىَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 66
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٦٦