تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
بگرديد ، هر آدم مؤمن صالحى ، اين اركان شكر در او وجود دارد : 1 - / نعمت را از خود نمىداند . 2 - / نعمت را از خدا مىداند . 3 - نعمت را نعمت مىداند ؛ ولى ما نعمت را نقمت مىدانيم : ما اكنون دور هم نشسته‌ايم و غرق در ميليون‌ها نعمتى هستيم كه خداوند به ما داده است : اوّلًا : « امنيّت » يك نعمت است ، كه اين گونه آسوده دور هم نشسته‌ايم ؛ اگر جاى ديگرى بوديم و هر آن احتمال داشت كسى بيايد و مشكلى ايجاد كند ، چه حالى داشتيم ؟ ديگر ، بقيّه‌ى نعمت‌ها هم بر ايمان گوارا بود ؟ ثانياً : « سلامتى » ، كه ما الان ، الحمد للَّه‌از نعمت عافيت و سلامتى ميليون‌ها جزء از اجزاى بدنمان برخورداريم ؛ چشم ، گوش ، دهان ، بينى ، قلب ، كليه‌ها ، كبد و . . . ، همه سالم هستند و به انجام وظيفه مشغول هستند و ما دور هم نشسته‌ايم و داريم صحبت مىكنيم ! ثالثاً : از اين نعمت‌ها بگذريم ، همين نعمت « هدايت » ، كه بزرگ‌ترين نعمت است . ما حالا ، دور هم نشسته‌ايم داريم درباره تفسير قرآن صحبت مىكنيم ، امّا عدّه‌اى هم نشسته‌اند و دارند فيلم‌هاى آن‌چنانى تماشا مىكنند ؛ يا عدّه‌اى در همين كوچه پس كوچه‌هاى اطراف دارند بازى مىكنند و يا متأسّفانه مشغول به چه كارهاى ديگرى هستند . خُب ، اين‌ها همه نعمت نيست ؟

نعمت آب‌درمانى !

امّا چقدر من ، اين نعمت‌ها را « احساس » مىكنم ؟ مشكل ما اين است كه گاهى به نعمت ، شناخت و آگاهى نداريم . با احساس اين نعمت‌ها كه در اختيار ماست ، روح ما تازه مىشود ، گاهى انسان ، بى توجّه آب مىخورد و