آلوده مىكند . ضرر و زيانهاى ناشى از اين كار متوجه آن شخص است .
كوتاه سخن اينكه اگر به ريسمان محكم الهى - / يعنى قرآن كريم - / چنگ زده و از دستورات نورانى و نجاتبخش آن الهام بگيريم ، دنيا و آخرت ما اصلاح خواهد شد و سزاوار نيست كه اين چنين كلامى را كه وحى خداوند است ، شعر بناميم و آورندهى آن را شاعر بخوانيم . كدام شعر ، متضمّن اينهمه اصلاحگرى است ؟
بيدارگرى قرآن
در آيهى ( 70 ) مىخوانيم :
لِيُنْذِرَ مَنْ كَانَ حَيّاً .
تا افرادى را كه زندهاند بيم دهد .
در تفسير آيهى قبل گفتيم كه قرآن ذكر است و به انسان بيدارباش داده و بعد از آن برنامهى زندگى را برايش تدوين مىكند . حال در اين آيه مىفرمايد كه قرآن فرستاده شده است تا به انسانهاى زنده و بيدار بيم دهد و آنان را از عاقبت كارهايشان بترساند ؛ البتّه اين كه قرآن انسانها را بيم مىدهد به خاطرآن است كه انسان زنده است و توانايى استفاده از نعمتهاى خداوند را دارد و يكى از نعمتهاى بزرگ خداوند همين قرآن كريم است ؛ لذا خداى متعال به بندگان هشدار مىدهد كه از اين نعمت بزرگ استفاده كنيد ؛ مبادا از آن غفلت ورزيد . و اين هم به خاطر آن است كه انسان مرده ، كارى نمىتواند بكند تا لازم باشد در بارهى كارهايش به او توصيههايى بيان شود .
در زبان فارسى ضربالمثلى وجود دارد كه مىگويد :
« در خانه اگر كس است ، يك حرف بس است . » در مقابلْ عربها هم مثالى دارند كه مىگويند :