« برو و مقابل آن مرد بايست تا به ما تعرّض نكند . » حسان گفت :
« تو خوب مىدانى كه كار من نيست ! »
صفيّه خودش دست بهكار شد ، سلاحى برداشت و يهودى را كشت . بعد به حسان گفت :
« برو سازوبرگ وسلاح آن مرد بردار ! » حسان از جسد مُرده هم مىترسيد و اين كار را هم قبول نكرد و انجام نداد . « 1 »
با اين پيشزمينه كه در مورد شاعران وجود دارد ، سزاوار نيست بگوييم پيغمبرى كه براى اصلاح جامعه آمده و خود هم سمبل اصلاح است ، فردى شاعر و شعرگوست .
انْ هُوَ الّا ذِكرٌ و قُرآنٌ مُبين .
ذكر يعنى حقايقى كه در فطرت انسان نهاده شده و وجدان انسانى هم آن را پذيرفته است . اين حقايق وجدانها را بيدار مىكند . قرآن مبين هم ذكرْ و بيدارگرِ وجدانهاست . وقتى وجدان انسانى از خواب غفلت بيدار شد ، به دنبال عمل مثبت و خيرخواهى خواهد رفت .
قرآن كتابى است كه برنامهى كامل براى زندگى در تمام جنبهها دارد .
يعنى قرآن اوّل ذكر است ، و موعظه و توجيه مىكند ، وقتى كه انسان بيدار شد ، برنامه يك زندگى هوشمندانه و عاقلانه را به او مىدهد .
آيهاى در قرآن در بارهى قصاص آمده كه اين موضوع را به گونهاى زيبا بيان مىكند . خداى متعال در سورهى بقره مىفرمايد :
وَ لَكُمْ فِى القِصَاصِ حَياةٌ يَا أوُلىِالألْباب ؛ « 2 »
و براى شما در قصاص زندگى است اى صاحبان بصيرت !
اين آيه در عين حالى كه مختصر است مضامين بسيار بالايى دارد . همين آيه را به تمام جهانيان نشان دهيد كه آيا دو كلمه مختصر و مفيد كه قادر باشد تمام مشكلات قانونى قصاص را حلّ كنيد ، مثل اين آيه پيدا مىكنيد . ديگر
هامش
( 1 ) - / بحارالانوار ، ج 20 ، باب غزوة الاحزاب ، ص 244 ، ح 9 .
( 2 ) - / بقره ، 179 .