آمده است كه روز قيامت ، به گونهاى مىشود كه انسان فرصت نمىكند لقمهاى كه در دست دارد ، در دهان بگذارد . نيز آمده است :
در آن هنگام ، دو نفر پارچهاى را پهن كردهاند و مىخواهند خريد و فروش كنند ؛ ولى قيامت برپا مىشود و معاملهى آنها ناتمام مىماند .
اگر چه اين احتمال قوى است ؛ ولى بنده خواستم - علاوه بر اينكه مربوط به قيامت كبرى است - يك استفادهى ديگر از اين آيه بكنم و بگويم :
اين آيه مىتواند قيامت صغرى ، يعنى هنگام مرگ هر انسانى را نيز برساند ؛ چون در روايت داريم :
مَنْ ماتَ فقد قَامتْ قِيَامَتُةُ ؛ « 1 »
چون مردنهاى همين دنيا هم گر چه مقدّمات دارد ، ولى مرگ در يك لحظه اتّفاق مىافتد ؛ پس « ما يَنْظُروُنَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ » .
حال در اين جا در بارهى « يَخِصِّمُون » بحث شده است كه در بارهى چه چيزى اينها در حال جدال هستند ؟
لازم نيست بگوييم بحث و جدل اينها فقط مربوط به مسائل قيامت و وعدهى الهى است ؛ بلكه همين مشغلههاى دنيا مىتواند موضوع بحث و جدل آنها باشد . اينها به زندگى روزمرهى خود مشغول هستند و در بارهى آن به بحث و جدل مىپردازند كه مرگ مىآيد و همه چيز از بين مىرود .
موارد استعمال « صيحه » در سورهى ياسين
يكى از حاضران : كلمهى « صيحه » در خود همين سورهى مباركه ، در سه جا آمده است : يكى مربوط به عذاب آسمانى است كه بر قوم صاحب ياسين نازل شد ( آيه ى 29 ) :
« إِنْ كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ » .
هامش
( 1 ) - / هنگامى كه فرزند آدم بميرد ، قيامتش برپا مىشود . بحارالانوار ، ج 58 ، ص 7 .