تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
يكى از حاضران : شتر « ناسل » به شترى مىگويند كه به تندى راه مىرود . / ب

دقيقه‌ى نودىهاى كره‌ى زمين ! /

استاد رحمانى : كلمه‌ى « نسل » به معناى « جدا شدن » است . اگر به نسل انسان ، نسل مىگويند ، چون فرزندان انسان از انسان جدا مىشود . آنگاه به هر چيزى كه از جايش جدا شد ، « نسل » مىگويند . اين جدا شدن ، گاهى از محلّ سابق است ؛ مثل وقتى كه شخص دارد راه مىرود كه از محلّ قبلى جدا مىشود . نهايت اين‌كه نسل ، جدا شدنِ سريع است . بنابر اين در همه‌ى مواردى كه ذكر كرديم ( جدا شدن در سير ، راه رفتنِ مخصوص در سفر مكّه و جداشدن فرزندان از والدين ) « جدا شدن » ، وجود دارد . ضمناً شما در باره‌ى « وَ لا إِلىَ أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ » ؛ مطلبى فرموديد كه بنده نظر ديگرى دارم . به زعم من ، نفخه‌ى اوّل كه همان « صَيْحَةً واحِدَه » ( برگرفته از آيه‌ى « مَا يَنْظُروُنَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً » باشد ، مربوط به مرگ در همين دنياست . به هنگام مرگ ، هر كسى دوست دارد كنار زن و بچّه‌اش باشد . قبل از شروع قيامت افرادى در دنيا هستند كه هنوز زنده‌اند و اجلشان سر نيامده است . طبعاً قبل از برپايى قيامت ، نبايد زنده‌اى در جهان باشد و همه بايد بميرند . اينجاست كه با نفخه‌ى اوّل همه‌ى زنده‌ها مىميرند و اين نفخه ، آنچنان با شتاب و سرعت ، باعث مرگ مىشود كه آن‌ها نه مىتوانند توصيه‌اى كنند - و حرفى بزنند - و نه مىتوانند نزد خانواده‌شان برگردند و نزد آن‌ها جان دهند ؛ چون اصلًا ديگر كسى باقى نمانده است كه افراد مزبور بخواهند نزد او بروند و پيش او بميرند ! / ب‌اين هم از شانس بدِ كسانى است كه به قول بعضىها دقيقه‌ى نودى