بتواند در آن قرار گيرد ؛ آب به گونهاى باشد كه كشتى بر روى آن شناور بماند ؛ جاذبهى زمين به گونهاى باشد كه بتواند كشتى را به سوى خود جذب كند ؛ باد و حركت آن به گونهاى باشد كه به وسيلهى آن بتوان كشتى را به حركت درآورد و اكنون نيز مواد نفتى و نيز قانون گازها و حركت چرخ دندهها به گونهاى باشد كه كشتى را به جنبش در آورد و هزاران سنّت ديگر - كه دست به دست هم مىدهند تا انسان سوار كشتى شود و دريا را بپيمايد - همه و همه نورهايى از رحمت خداوند - سبحانه و تعالى - هستند .
2 - علاوه بر سنّتهايى كه در احتمال اوّل گفتيم ، به مقصد رسيدن كشتى - با وجود خطرات گوناگونى همچون طوفانها و موجهاى سهمگين كه كشتى در آنها غوطهور است - فقط و فقط نشانهى رحمت الهى است . اگر يك كشتى به جايى رسيد ، بايد خيلى خدا را شكر كرد . اين خود رحمت مخصوصى است كه به آن رحمتهاى عمومى اضافه شده است .
در تفسير « بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » گفتهاند :
« الرّحمن » رحمت شمولى و فراگير نسبت به همهى مخلوقات و « الرّحيم » رحمت خاص خداوند است كه فقط عدّهى مخصوصى از آن بهرهمند مىشوند . البته اين فقط احتمال است و من تاكنون در تفسير با آن برخورد نكردهام ؛ ولى شايد بتوان گفت كه « إِلَّا رَحْمَةً مِنَّا » همان رحمت خاص باشد .
گاهى اتّفاق مىافتد كه شخصى از يك حادثهى بزرگ جان سالم به در مىبرد ؛ يا از تصادفى نجات مىيابد . در اين گونه موارد به يكديگر مىگوييم :
« خدا به او رحم كرد . نزديك بود تصادف كند ؛ نزديك بود بيفتد ؛ خدا به او رحم كرد . » اين شايد يك رحمت خصوصى باشد .
رحمت الهى توأم با امتحان اوست
آيا اين رحمت الهى نشان مىدهد كه ما از بندگان نخبه و برگزيده ى