تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
دهد . گفت‌وگو در باره‌ى اين نيست كه خورشيد چقدر حجم دارد ؛ نورش چقدر است ؛ چگونه به دور خود مىچرخد و در چه فلكى حركت مىكند . هدف اين است كه منِ مخاطبِ قرآن ، با توجّه به اين فلك ، ماه ، خورشيد و زمين كه هر كدام در مدار معيّن شناورند ، بفهمم خود چه‌كاره هستم و چه بايد بكنم ؟ همان خدايى كه خورشيد را خلق كرده ، ماه را تابان قرار داده ، شب و روز را به وجود آورده و همه را در مسير مشخّصى شناور ساخته است ، بنده را هم شناور گردانيده است . وقتى سوار كشتى مىشوم ، كشتى در دريا شناور است ، همان گونه كه زمين در فضا ! / ب‌اين تصويرها و موقعيّت‌هاى معلّق و شناور كه توأم با احساس نياز به نگهدارنده است ، براى اين است كه توجّه آدمى را به سكاندارِ هستى جلب كند . / « وَ إِنْ نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَ لَا هُمْ يُنقَذُونَ » ؛ و اگر بخواهيم غرقشان مىكنيم ؛ به‌طورى كه نه فريادرسى داشته‌باشند و نه نجات داده شوند ! اگر بنا باشد خداوند كشتىنشستگان را در ميان دريا غرق كند ، نه فريادرسى خواهند داشت كه به دادشان برسد و نه اگر امدادگرى باشد ، مىتواند آن‌ها را نجات دهد . از اين تعبيرات در قرآن بسيار است كه مىفرمايد : « كسى نيست و اگر هم باشد ، نمىتواند كارى بكند » . ممكن است به ذهن خطور كند كه منظور از « فُلْك مَشحون » همان زمين و ساكنان آن باشد ؛ امّا اين بعيد و دور از ذهن است . ذهن عموم مردم ، متوجّهِ زمين و شناوربودنِ آن در فضا نمىشود ؛ مخصوصاً در زمان نزول آيات قرآن كه زمين را مركز عالم و ساكن مىدانسته‌اند .